ambassadors

[ایالات متحده]/ˈæmbəsədɔːrz/
[بریتانیا]/ˌæmˈbæsədɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایندگان دیپلماتیک یک کشور که به کشور دیگر اعتبار داده شده‌اند؛ فرستادگان ویژه‌ای که به مأموریت خاصی ارسال می‌شوند؛ نمایندگان یک ایده یا مفهوم.

عبارات و ترکیب‌ها

ambassadors of peace

سفراي صلح

cultural ambassadors

سفراي فرهنگ

student ambassadors

سفراي دانشجو

business ambassadors

سفراي تجارت

ambassadors of goodwill

سفراي حسن نیت

trade ambassadors

سفراي تجارت

ambassadors for change

سفراي تغییر

ambassadors of innovation

سفراي نوآوری

جملات نمونه

the ambassadors met with government officials.

سفرا با مقامات دولتی دیدار کردند.

ambassadors play a crucial role in diplomacy.

سفرا نقش مهمی در دیپلماسی ایفا می‌کنند.

she was appointed as an ambassador to france.

او به عنوان سفیر در فرانسه منصوب شد.

the ambassadors exchanged gifts at the ceremony.

سفرا هدایا را در مراسم تبادل کردند.

ambassadors often travel to different countries.

سفرا اغلب به کشورهای مختلف سفر می‌کنند.

the ambassadors were welcomed by the local community.

سفرا با استقبال مردم محلی روبرو شدند.

ambassadors represent their country's interests abroad.

سفرا منافع کشور خود را در خارج از کشور نمایندگی می‌کنند.

the ambassadors delivered a speech at the conference.

سفرا در کنفرانس سخنرانی کردند.

ambassadors can be influential figures in international relations.

سفرا می‌توانند چهره‌های تأثیرگذاری در روابط بین‌الملل باشند.

the ambassadors worked to build bridges between nations.

سفرا برای ایجاد پلی بین ملت‌ها تلاش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید