emitted

[ایالات متحده]/ɪ'mɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سمت بیرون پیش‌بینی‌شده
v. پراکنده‌شده؛ تخلیه‌شده.
Word Forms
زمان گذشتهemitted

عبارات و ترکیب‌ها

light emitted

نور ساطع

gas emitted

گاز ساطع

emitted light

نور ساطع

جملات نمونه

The car emitted a strange noise.

خودرو صدایی عجیب از خود ساطع کرد.

The factory emitted harmful pollutants into the air.

کارخانه آلاینده‌های مضر را به هوا ساطع کرد.

The sun emitted a bright light.

خورشید نور شدیدی ساطع کرد.

The device emitted a strong odor.

دستگاه بوی قوی از خود ساطع کرد.

The volcano emitted ash and smoke.

آتشفشان خاکستر و دود ساطع کرد.

The radio emitted static noise.

رادیو نویز استاتیک ساطع کرد.

The microwave emitted a beep when it finished heating.

مایکروویو پس از اتمام گرمایش، بپیپ کرد.

The streetlights emitted a soft glow in the evening.

چراغ‌های خیابان در غروب، درخششی ملایم ساطع کردند.

The candles emitted a pleasant fragrance.

شمع‌ها رایحه‌ای دلپذیر ساطع کردند.

The fire emitted warmth on a cold night.

آتش در یک شب سرد، گرمایی ساطع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید