emotionalism

[ایالات متحده]/ɪˈməʊʃənəlɪz(ə)m/
[بریتانیا]/ɪˈmoʊʃənəlɪz(ə)m/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایل به پاسخگویی عاطفی به جای منطقی؛ استفاده از جذابیت عاطفی در استدلال
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

emotionalism in art

گرایش به احساسات در هنر

emotionalism in politics

گرایش به احساسات در سیاست

emotionalism and reason

احساسات و عقل

emotionalism over facts

احساسات بر حقایق

emotionalism in literature

گرایش به احساسات در ادبیات

emotionalism in debate

گرایش به احساسات در مناظره

emotionalism and empathy

احساسات و همدلی

emotionalism in media

گرایش به احساسات در رسانه

emotionalism in education

گرایش به احساسات در آموزش

جملات نمونه

emotionalism can often cloud our judgment.

گاهی اوقات احساس‌گرایی می‌تواند قضاوت ما را مه‌آلود کند.

the artist's work is a perfect example of emotionalism.

اثر هنرمند نمونه‌ای کامل از احساس‌گرایی است.

in literature, emotionalism can enhance the reader's experience.

در ادبیات، احساس‌گرایی می‌تواند تجربه خواننده را ارتقا دهد.

critics argue that emotionalism detracts from logical argument.

منتقدان استدلال می‌کنند که احساس‌گرایی از استدلال منطقی می‌کاهد.

emotionalism is often seen in romantic poetry.

احساس‌گرایی اغلب در شعر رمانتیک دیده می‌شود.

his speech was filled with emotionalism and passion.

سخنرانی او مملو از احساس‌گرایی و شور بود.

some believe that emotionalism is necessary for effective communication.

برخی معتقدند که احساس‌گرایی برای برقراری ارتباط موثر ضروری است.

emotionalism can lead to biased decision-making.

احساس‌گرایی می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های مغرضانه شود.

in debates, emotionalism can sway public opinion.

در مناظره‌ها، احساس‌گرایی می‌تواند نظر عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.

she criticized the emotionalism in his argument.

او احساس‌گرایی در استدلال او را مورد انتقاد قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید