empyrean

[ایالات متحده]/ˌɛmpɪˈrɪən/
[بریتانیا]/ˌɛmˈpɪrɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالاترین آسمان، آسمان؛ بالاترین آسمان (که در کیهان‌شناسی باستان به عنوان آتش خالص در نظر گرفته می‌شد و توسط مسیحیت اولیه به عنوان محل اقامت خدا در نظر گرفته می‌شد)، آسمان قابل مشاهده، آسمان
adj. آسمانی، آسمانی، متعلق به بالاترین آسمان
Word Forms
جمعempyreans

عبارات و ترکیب‌ها

empyrean realm

حوزه آسمانی

empyrean light

نور آسمانی

empyrean heights

اوج آسمانی

empyrean bliss

خوشبختی آسمانی

empyrean vision

چشم انداز آسمانی

empyrean beauty

زیبایی آسمانی

empyrean spirits

روح‌های آسمانی

empyrean song

آهنگ آسمانی

empyrean fire

آتش آسمانی

empyrean peace

صلح آسمانی

جملات نمونه

she gazed at the empyrean sky filled with stars.

او به آسمان فراخیری پر از ستاره خیره شد.

the empyrean realms were often depicted in ancient art.

اِبر قلمروها اغلب در هنر باستانی به تصویر کشیده می‌شدند.

he felt a sense of peace in the empyrean atmosphere.

او در فضای فراخیری احساس آرامش کرد.

the empyrean light illuminated the dark forest.

نور فراخیری جنگل تاریک را روشن کرد.

in mythology, the empyrean is the highest heaven.

در اساطیر، فراخیری بالاترین بهشت است.

they spoke of empyrean love that transcends time.

آنها از عشق فراخیری صحبت کردند که از زمان فراتر می‌رود.

the poet described the empyrean beauty of nature.

شاعر زیبایی فراخیری طبیعت را توصیف کرد.

her dreams often took her to the empyrean heights.

رویاهای او اغلب او را به فراخیری اوج می‌بردند.

he believed in the empyrean forces of the universe.

او به نیروهای فراخیری جهان اعتقاد داشت.

the empyrean visions inspired her artistic creations.

تصاویر فراخیری الهام‌بخش آثار هنری او بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید