law enforces
اجرای قانون
policy enforces
اجرای سیاست
regulation enforces
اجرای مقررات
rule enforces
اجرای قانون
authority enforces
اجرای قدرت
system enforces
اجرای سیستم
government enforces
اجرای دولت
organization enforces
اجرای سازمان
team enforces
اجرای تیم
law enforcement
اجرای قانون
the law enforces strict penalties for violations.
قانون مجازاتهای سختگیرانه را برای تخلفات اعمال میکند.
the teacher enforces discipline in the classroom.
معلم نظم را در کلاس درس اعمال میکند.
the company enforces a dress code for employees.
شرکت یک قانون لباس برای کارمندان اعمال میکند.
the government enforces regulations to protect the environment.
دولت مقرراتی را برای محافظت از محیط زیست اعمال میکند.
the organization enforces safety standards in the workplace.
سازمان استانداردهای ایمنی را در محل کار اعمال میکند.
the coach enforces rules to ensure fair play.
مربی قوانینی را برای اطمینان از بازی منصفانه اعمال میکند.
the school enforces a no-bullying policy.
مدرسه یک سیاست عدم آزار و اذیت را اعمال میکند.
the city enforces parking regulations to reduce congestion.
شهر مقررات پارک را برای کاهش تراکم اعمال میکند.
the manager enforces deadlines to improve productivity.
مدیر مهلتها را برای بهبود بهرهوری اعمال میکند.
the program enforces compliance with industry standards.
برنامه از رعایت استانداردهای صنعت اطمینان حاصل میکند.
law enforces
اجرای قانون
policy enforces
اجرای سیاست
regulation enforces
اجرای مقررات
rule enforces
اجرای قانون
authority enforces
اجرای قدرت
system enforces
اجرای سیستم
government enforces
اجرای دولت
organization enforces
اجرای سازمان
team enforces
اجرای تیم
law enforcement
اجرای قانون
the law enforces strict penalties for violations.
قانون مجازاتهای سختگیرانه را برای تخلفات اعمال میکند.
the teacher enforces discipline in the classroom.
معلم نظم را در کلاس درس اعمال میکند.
the company enforces a dress code for employees.
شرکت یک قانون لباس برای کارمندان اعمال میکند.
the government enforces regulations to protect the environment.
دولت مقرراتی را برای محافظت از محیط زیست اعمال میکند.
the organization enforces safety standards in the workplace.
سازمان استانداردهای ایمنی را در محل کار اعمال میکند.
the coach enforces rules to ensure fair play.
مربی قوانینی را برای اطمینان از بازی منصفانه اعمال میکند.
the school enforces a no-bullying policy.
مدرسه یک سیاست عدم آزار و اذیت را اعمال میکند.
the city enforces parking regulations to reduce congestion.
شهر مقررات پارک را برای کاهش تراکم اعمال میکند.
the manager enforces deadlines to improve productivity.
مدیر مهلتها را برای بهبود بهرهوری اعمال میکند.
the program enforces compliance with industry standards.
برنامه از رعایت استانداردهای صنعت اطمینان حاصل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید