approves

[ایالات متحده]/əˈpruːvz/
[بریتانیا]/əˈpruːvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأیید می‌کند؛ تحریم می‌کند؛ اجازه می‌دهد

جملات نمونه

the committee approves the new policy.

کمیته سیاست جدید را تأیید می‌کند.

she hopes her boss approves her proposal.

او امیدوار است رئیسش پیشنهاد او را تأیید کند.

the board unanimously approves the budget.

هیئت مدیره به طور یکپارچه بودجه را تأیید می‌کند.

he only approves projects that align with the company’s goals.

او فقط پروژه‌هایی را تأیید می‌کند که با اهداف شرکت همخوانی داشته باشند.

the teacher approves the students' ideas for the project.

معلم ایده‌های دانش‌آموزان را برای پروژه تأیید می‌کند.

the manager approves time off requests promptly.

مدیر به سرعت درخواست‌های مرخصی را تأیید می‌کند.

the organization approves funding for community programs.

سازمان بودجه برنامه‌های جامعه را تأیید می‌کند.

she feels confident that her application will be approved.

او اطمینان دارد که درخواست او تأیید خواهد شد.

the government approves new regulations for safety.

دولت مقررات جدید ایمنی را تأیید می‌کند.

he is waiting for the board to approve his promotion.

او منتظر است تا هیئت مدیره ارتقای او را تأیید کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید