enclaves

[ایالات متحده]/ˈɛŋkleɪvz/
[بریتانیا]/ˈɛŋkleɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزمین‌هایی که از نظر فرهنگی یا قومی متمایز هستند و توسط سرزمین دیگری احاطه شده‌اند؛ شکل جمع انکلاو

عبارات و ترکیب‌ها

urban enclaves

مناطق شهری

cultural enclaves

مناطق فرهنگی

ethnic enclaves

مناطق قومی

economic enclaves

مناطق اقتصادی

political enclaves

مناطق سیاسی

social enclaves

مناطق اجتماعی

protected enclaves

مناطق محافظت‌شده

exclusive enclaves

مناطق انحصاری

historical enclaves

مناطق تاریخی

geographical enclaves

مناطق جغرافیایی

جملات نمونه

many ethnic enclaves can be found in major cities.

بسیاری از مناطق قومی می‌توانند در شهرهای بزرگ یافت شوند.

the government is working to improve living conditions in urban enclaves.

دولت در تلاش است تا شرایط زندگی را در مناطق شهری بهبود بخشد.

enclaves often preserve unique cultural traditions.

مناطق اغلب سنت‌های فرهنگی منحصر به فرد را حفظ می‌کنند.

some enclaves have their own local governance.

برخی از مناطق دارای حکومت محلی خود هستند.

tourists are attracted to the vibrant enclaves in the city.

گردشگران به مناطق پر جنب و جوش در شهر جذب می‌شوند.

enclaves can sometimes lead to social segregation.

مناطق گاهی اوقات می‌توانند منجر به تفکیک اجتماعی شوند.

community events are common in cultural enclaves.

برگزاری رویدادهای اجتماعی در مناطق فرهنگی رایج است.

the history of these enclaves dates back centuries.

تاریخچه این مناطق قرن‌ها به عقب باز می‌گردد.

enclaves can provide a sense of belonging for immigrants.

مناطق می‌توانند حس تعلق خاطر را برای مهاجران فراهم کنند.

urban planning must consider the needs of enclaves.

برنامه‌ریزی شهری باید نیازهای مناطق را در نظر بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید