endangers

[ایالات متحده]/ɪnˈdeɪndʒəz/
[بریتانیا]/ɪnˈdeɪndʒərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی یا چیزی را در معرض خطر یا خطر قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

endangers wildlife

به خطر انداختن حیات وحش

endangers health

به خطر انداختن سلامتی

endangers life

به خطر انداختن زندگی

endangers species

به خطر انداختن گونه‌ها

endangers environment

به خطر انداختن محیط زیست

endangers safety

به خطر انداختن ایمنی

endangers future

به خطر انداختن آینده

endangers resources

به خطر انداختن منابع

endangers progress

به خطر انداختن پیشرفت

endangers community

به خطر انداختن اجتماع

جملات نمونه

pollution endangers marine life.

آلودگی محیط زیست حیات دریایی را به خطر می اندازد.

overfishing endangers fish populations.

ماهیگیری بیش از حد جمعیت ماهی‌ها را به خطر می‌اندازد.

deforestation endangers wildlife habitats.

کاهش جنگل‌ها زیستگاه حیات وحش را به خطر می‌اندازد.

climate change endangers global food security.

تغییرات آب و هوایی امنیت غذایی جهانی را به خطر می‌اندازد.

neglecting safety measures endangers workers.

نادیده گرفتن اقدامات ایمنی، کارگران را به خطر می‌اندازد.

excessive noise endangers human health.

سر و صدای بیش از حد سلامت انسان را به خطر می‌اندازد.

invasive species endanger native ecosystems.

گونه‌های مهاجم اکوسیستم‌های بومی را به خطر می‌اندازند.

cyberbullying endangers young people's well-being.

طنز اینترنتی، سلامت روان جوانان را به خطر می‌اندازد.

ignoring warning signs endangers lives.

نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده، جان‌ها را به خطر می‌اندازد.

unregulated hunting endangers endangered species.

شکار غیرمجاز گونه‌های در معرض خطر را به خطر می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید