threatens

[ایالات متحده]/θrɛtənz/
[بریتانیا]/θrɛtənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن یک خطر یا آسیب ممکن؛ ترساندن یا تهدید کردن؛ به خطر انداختن یا در معرض خطر قرار دادن؛ پیش بینی کردن چیزی بد

عبارات و ترکیب‌ها

threatens peace

تهدید صلح

threatens security

تهدید امنیت

threatens lives

تهدید جان‌ها

threatens stability

تهدید ثبات

threatens existence

تهدید وجود

threatens future

تهدید آینده

threatens environment

تهدید محیط زیست

threatens growth

تهدید رشد

threatens democracy

تهدید دموکراسی

threatens health

تهدید سلامتی

جملات نمونه

the storm threatens to disrupt our plans.

طوفان تهدید می‌کند برنامه‌های ما را مختل کند.

the new policy threatens to increase unemployment.

سیاست جدید تهدید می‌کند که باعث افزایش بیکاری شود.

pollution threatens the health of our environment.

آلودگی تهدید می‌کند سلامت محیط زیست ما را.

climate change threatens food security worldwide.

تغییرات آب و هوایی تهدید می‌کند امنیت غذایی جهانی را.

his actions threaten the stability of the project.

اقدامات او تهدید می‌کند ثبات پروژه را.

the rival company threatens our market share.

شرکت رقیب تهدید می‌کند سهم بازار ما را.

cyber attacks threaten national security.

حملات سایبری تهدید می‌کند امنیت ملی را.

the rising sea levels threaten coastal communities.

افزایش سطح آب دریا تهدید می‌کند جوامع ساحلی را.

his reckless behavior threatens his future.

رفتار بی‌پروايش تهدید می‌کند آینده‌اش را.

ignoring the warning threatens your safety.

نادیده گرفتن هشدار تهدید می‌کند ایمنی شما را.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید