energetical boost
تقویت انرژی
energetical approach
رویکرد انرژیمحور
energetical shift
تغییر انرژی
energetical state
حالت انرژی
energetical balance
تعادل انرژی
energetical flow
جریان انرژی
energetical alignment
ترازی انرژی
energetical exchange
تبادل انرژی
energetical connection
ارتباط انرژی
energetical harmony
هماهنگی انرژی
she has an energetical approach to life.
او یک نگرش پرانرژی به زندگی دارد.
his energetical performance impressed the audience.
اجرای پرانرژی او تماشاگران را تحت تاثیر قرار داد.
they organized an energetical dance party.
آنها یک مهمانی رقص پرانرژی برگزار کردند.
we need an energetical team to complete this project.
ما به یک تیم پرانرژی برای تکمیل این پروژه نیاز داریم.
the children were in an energetical mood during the game.
بچه ها در طول بازی در یک حالت پرانرژی بودند.
she gave an energetical speech that inspired everyone.
او یک سخنرانی پرانرژی ارائه داد که الهام بخش همه بود.
he always has an energetical outlook on challenges.
او همیشه دیدگاهی پرانرژی نسبت به چالش ها دارد.
the workout was so energetical that i felt rejuvenated.
تمرین آنقدر پرانرژی بود که احساس تجدید قوا کردم.
her energetical personality makes her a great leader.
شخصیت پرانرژی او باعث می شود که یک رهبر عالی باشد.
they enjoyed an energetical hike in the mountains.
آنها از یک پیاده روی پرانرژی در کوهستان لذت بردند.
energetical boost
تقویت انرژی
energetical approach
رویکرد انرژیمحور
energetical shift
تغییر انرژی
energetical state
حالت انرژی
energetical balance
تعادل انرژی
energetical flow
جریان انرژی
energetical alignment
ترازی انرژی
energetical exchange
تبادل انرژی
energetical connection
ارتباط انرژی
energetical harmony
هماهنگی انرژی
she has an energetical approach to life.
او یک نگرش پرانرژی به زندگی دارد.
his energetical performance impressed the audience.
اجرای پرانرژی او تماشاگران را تحت تاثیر قرار داد.
they organized an energetical dance party.
آنها یک مهمانی رقص پرانرژی برگزار کردند.
we need an energetical team to complete this project.
ما به یک تیم پرانرژی برای تکمیل این پروژه نیاز داریم.
the children were in an energetical mood during the game.
بچه ها در طول بازی در یک حالت پرانرژی بودند.
she gave an energetical speech that inspired everyone.
او یک سخنرانی پرانرژی ارائه داد که الهام بخش همه بود.
he always has an energetical outlook on challenges.
او همیشه دیدگاهی پرانرژی نسبت به چالش ها دارد.
the workout was so energetical that i felt rejuvenated.
تمرین آنقدر پرانرژی بود که احساس تجدید قوا کردم.
her energetical personality makes her a great leader.
شخصیت پرانرژی او باعث می شود که یک رهبر عالی باشد.
they enjoyed an energetical hike in the mountains.
آنها از یک پیاده روی پرانرژی در کوهستان لذت بردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید