energetical

[ایالات متحده]/ˌɛnəˈdʒɛtɪkəl/
[بریتانیا]/ˌɛnərˈdʒɛtɪkəl/

ترجمه

adj. پُرجوش; پرانرژی; سرشار از انرژی; فعال; دارای حیات

عبارات و ترکیب‌ها

energetical boost

تقویت انرژی

energetical approach

رویکرد انرژی‌محور

energetical shift

تغییر انرژی

energetical state

حالت انرژی

energetical balance

تعادل انرژی

energetical flow

جریان انرژی

energetical alignment

ترازی انرژی

energetical exchange

تبادل انرژی

energetical connection

ارتباط انرژی

energetical harmony

هماهنگی انرژی

جملات نمونه

she has an energetical approach to life.

او یک نگرش پرانرژی به زندگی دارد.

his energetical performance impressed the audience.

اجرای پرانرژی او تماشاگران را تحت تاثیر قرار داد.

they organized an energetical dance party.

آنها یک مهمانی رقص پرانرژی برگزار کردند.

we need an energetical team to complete this project.

ما به یک تیم پرانرژی برای تکمیل این پروژه نیاز داریم.

the children were in an energetical mood during the game.

بچه ها در طول بازی در یک حالت پرانرژی بودند.

she gave an energetical speech that inspired everyone.

او یک سخنرانی پرانرژی ارائه داد که الهام بخش همه بود.

he always has an energetical outlook on challenges.

او همیشه دیدگاهی پرانرژی نسبت به چالش ها دارد.

the workout was so energetical that i felt rejuvenated.

تمرین آنقدر پرانرژی بود که احساس تجدید قوا کردم.

her energetical personality makes her a great leader.

شخصیت پرانرژی او باعث می شود که یک رهبر عالی باشد.

they enjoyed an energetical hike in the mountains.

آنها از یک پیاده روی پرانرژی در کوهستان لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید