engraving

[ایالات متحده]/ɪn'greɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ɪn'ɡrevɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر حکاکی یا برش طرح‌ها بر روی یک سطح، مانند صفحات چاپ
Word Forms
جمعengravings
صفت یا فعل حال استمراریengraving

عبارات و ترکیب‌ها

laser engraving machine

دستگاه حکاکی لیزر

wood engraving art

هنر حکاکی چوب

engraving machine

دستگاه حکاکی

wood engraving

حکاکی چوب

جملات نمونه

an old engraving of London Bridge

یک гравیور قدیمی از پل لندن

this engraving has on occasion elicited dispraise for Raphael.

این حکاکی گاهی اوقات باعث انتقاد از رافائل شده است.

A printing plate that is produced with photography. There are many types, such as process engraving and artotype.

یک صفحه چاپ که با استفاده از عکاسی تولید می شود. انواع مختلفی وجود دارد، مانند гравیور فرآیندی و آرتوتایپ.

The combination of convex and plank with sunblind engraving, gives you a beautiful external appearance of building ,and anancient,steady feeling .

ترکیبی از محدب و تخته با حکاکی کرکره خورشیدی، نمای بیرونی زیبا و احساس باستانی و استوار ساختمان را به شما می دهد.

Another nought stencil seihan printing processes while nylon NET, Capron, wire and other Web material to the holes in the plate engraving stereotypes.

فرآیندهای چاپ استنسیل صفر دیگر در حالی که نایلون NET، کاپرون، سیم و سایر مواد وب به سوراخ های гравیور استریوتایپ.

2. The combination of convex and plank with sunblind engraving, gives you a beautiful external appearance of building ,and anancient,steady feeling .

2. ترکیبی از محدب و تخته با حکاکی کرکره خورشیدی، نمای بیرونی زیبا و احساس باستانی و استوار ساختمان را به شما می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید