music enlivens
موسیقی جان میبخشد
art enlivens
هنر جان میبخشد
conversation enlivens
گفتگو جان میبخشد
laughter enlivens
خنده جان میبخشد
story enlivens
داستان جان میبخشد
event enlivens
رویداد جان میبخشد
dance enlivens
رقص جان میبخشد
environment enlivens
محیط جان میبخشد
food enlivens
غذا جان میبخشد
spirit enlivens
روح جان میبخشد
music enlivens the atmosphere at parties.
موسیقی فضایی را در مهمانیها زنده میکند.
the colorful decorations enlivens the room.
Украшения رنگارنگ فضای اتاق را زنده میکند.
her presence enlivens the entire team.
حضور او کل تیم را زنده میکند.
reading great literature enlivens the mind.
مطالعه ادبیات بزرگ ذهن را زنده میکند.
the festival enlivens the community every year.
جشنواره هر سال جامعه را زنده میکند.
his stories always enlivens our gatherings.
داستانهای او همیشه گردهماییهای ما را زنده میکند.
bright colors enlivens the garden in spring.
رنگهای روشن در بهار باغ را زنده میکند.
her laughter enlivens even the dullest meetings.
خنده او حتی کسلکننده ترین جلسات را نیز زنده میکند.
art enlivens the streets of the city.
هنر خیابانهای شهر را زنده میکند.
the new exhibit enlivens the museum experience.
نمایشگاه جدید تجربه موزه را زنده میکند.
music enlivens
موسیقی جان میبخشد
art enlivens
هنر جان میبخشد
conversation enlivens
گفتگو جان میبخشد
laughter enlivens
خنده جان میبخشد
story enlivens
داستان جان میبخشد
event enlivens
رویداد جان میبخشد
dance enlivens
رقص جان میبخشد
environment enlivens
محیط جان میبخشد
food enlivens
غذا جان میبخشد
spirit enlivens
روح جان میبخشد
music enlivens the atmosphere at parties.
موسیقی فضایی را در مهمانیها زنده میکند.
the colorful decorations enlivens the room.
Украшения رنگارنگ فضای اتاق را زنده میکند.
her presence enlivens the entire team.
حضور او کل تیم را زنده میکند.
reading great literature enlivens the mind.
مطالعه ادبیات بزرگ ذهن را زنده میکند.
the festival enlivens the community every year.
جشنواره هر سال جامعه را زنده میکند.
his stories always enlivens our gatherings.
داستانهای او همیشه گردهماییهای ما را زنده میکند.
bright colors enlivens the garden in spring.
رنگهای روشن در بهار باغ را زنده میکند.
her laughter enlivens even the dullest meetings.
خنده او حتی کسلکننده ترین جلسات را نیز زنده میکند.
art enlivens the streets of the city.
هنر خیابانهای شهر را زنده میکند.
the new exhibit enlivens the museum experience.
نمایشگاه جدید تجربه موزه را زنده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید