demoralizes

[ایالات متحده]/dɪˈmɒrəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/dɪˈmɔːrəlaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن که کسی اعتماد به نفس یا امید خود را از دست بدهد

عبارات و ترکیب‌ها

demoralizes team

تضعیف روحیه گروهی

demoralizes employees

تضعیف روحیه کارکنان

demoralizes morale

تضعیف روحیه

demoralizes workers

تضعیف روحیه کارگران

demoralizes troops

تضعیف روحیه سربازان

demoralizes competition

تضعیف رقابت

demoralizes supporters

تضعیف حامیان

demoralizes players

تضعیف روحیه بازیکنان

demoralizes citizens

تضعیف روحیه شهروندان

demoralizes community

تضعیف روحیه جامعه

جملات نمونه

constant criticism demoralizes the team.

انتقادات مداوم، روحیه گروه را تحلیل می‌برد.

failure to meet expectations demoralizes employees.

عدم برآورده شدن انتظارات، باعث تحلیل رفتن روحیه کارمندان می‌شود.

negative feedback can easily demoralize students.

بازخورد منفی می‌تواند به راحتی باعث تحلیل رفتن روحیه دانش‌آموزان شود.

long working hours demoralize the staff.

ساعات کاری طولانی، روحیه کارکنان را تحلیل می‌برد.

unfair treatment demoralizes even the best performers.

رفتار ناعادلانه، حتی بهترین عملکردها را نیز تحلیل می‌برد.

high turnover rates demoralize the remaining employees.

نرخ بالای گردش کارکنان، روحیه کارمندان باقی‌مانده را تحلیل می‌کند.

when leaders fail to inspire, it demoralizes the group.

وقتی رهبران موفق به الهام بخشیدن نمی‌شوند، روحیه گروه را تحلیل می‌کند.

being micromanaged often demoralizes talented workers.

مدیریت خُرد، اغلب روحیه کارگران با استعداد را تحلیل می‌کند.

excessive pressure can demoralize even the most dedicated individuals.

فشار بیش از حد می‌تواند حتی روحیه افراد متعهد را نیز تحلیل کند.

frequent changes in policy demoralize the organization.

تغییرات مکرر در سیاست‌ها، روحیه سازمان را تحلیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید