enqueued

[ایالات متحده]/ɪnˈkjuːd/
[بریتانیا]/ɪnˈkjuːd/

ترجمه

v. در صف قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

enqueued task

وظیفه صف‌بندی شده

enqueued message

پیام صف‌بندی شده

enqueued job

کار صف‌بندی شده

enqueued request

درخواست صف‌بندی شده

enqueued item

بخش صف‌بندی شده

enqueued process

فرآیند صف‌بندی شده

enqueued event

رویداد صف‌بندی شده

enqueued command

دستور صف‌بندی شده

enqueued operation

عملیات صف‌بندی شده

جملات نمونه

the tasks were enqueued for processing.

وظایف برای پردازش در صف قرار گرفتند.

she enqueued her request for a refund.

او درخواست خود را برای بازپرداخت در صف قرار داد.

all the print jobs were enqueued successfully.

تمام کارهای چاپی با موفقیت در صف قرار گرفتند.

the system enqueued the data for analysis.

سیستم داده ها را برای تجزیه و تحلیل در صف قرار داد.

he enqueued his favorite songs for playback.

او آهنگ های مورد علاقه خود را برای پخش در صف قرار داد.

the messages were enqueued for delivery.

پیام ها برای تحویل در صف قرار گرفتند.

they enqueued the updates to the software.

آنها به روز رسانی های نرم افزار را در صف قرار دادند.

the orders were enqueued for shipment.

سفارشات برای ارسال در صف قرار گرفتند.

he enqueued several tasks to optimize performance.

او چندین کار را برای بهینه سازی عملکرد در صف قرار داد.

the requests were enqueued in the order they were received.

درخواست ها به ترتیبی که دریافت شده بودند، در صف قرار گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید