enqueued task
وظیفه صفبندی شده
enqueued message
پیام صفبندی شده
enqueued job
کار صفبندی شده
enqueued request
درخواست صفبندی شده
enqueued item
بخش صفبندی شده
enqueued process
فرآیند صفبندی شده
enqueued event
رویداد صفبندی شده
enqueued command
دستور صفبندی شده
enqueued operation
عملیات صفبندی شده
the tasks were enqueued for processing.
وظایف برای پردازش در صف قرار گرفتند.
she enqueued her request for a refund.
او درخواست خود را برای بازپرداخت در صف قرار داد.
all the print jobs were enqueued successfully.
تمام کارهای چاپی با موفقیت در صف قرار گرفتند.
the system enqueued the data for analysis.
سیستم داده ها را برای تجزیه و تحلیل در صف قرار داد.
he enqueued his favorite songs for playback.
او آهنگ های مورد علاقه خود را برای پخش در صف قرار داد.
the messages were enqueued for delivery.
پیام ها برای تحویل در صف قرار گرفتند.
they enqueued the updates to the software.
آنها به روز رسانی های نرم افزار را در صف قرار دادند.
the orders were enqueued for shipment.
سفارشات برای ارسال در صف قرار گرفتند.
he enqueued several tasks to optimize performance.
او چندین کار را برای بهینه سازی عملکرد در صف قرار داد.
the requests were enqueued in the order they were received.
درخواست ها به ترتیبی که دریافت شده بودند، در صف قرار گرفتند.
enqueued task
وظیفه صفبندی شده
enqueued message
پیام صفبندی شده
enqueued job
کار صفبندی شده
enqueued request
درخواست صفبندی شده
enqueued item
بخش صفبندی شده
enqueued process
فرآیند صفبندی شده
enqueued event
رویداد صفبندی شده
enqueued command
دستور صفبندی شده
enqueued operation
عملیات صفبندی شده
the tasks were enqueued for processing.
وظایف برای پردازش در صف قرار گرفتند.
she enqueued her request for a refund.
او درخواست خود را برای بازپرداخت در صف قرار داد.
all the print jobs were enqueued successfully.
تمام کارهای چاپی با موفقیت در صف قرار گرفتند.
the system enqueued the data for analysis.
سیستم داده ها را برای تجزیه و تحلیل در صف قرار داد.
he enqueued his favorite songs for playback.
او آهنگ های مورد علاقه خود را برای پخش در صف قرار داد.
the messages were enqueued for delivery.
پیام ها برای تحویل در صف قرار گرفتند.
they enqueued the updates to the software.
آنها به روز رسانی های نرم افزار را در صف قرار دادند.
the orders were enqueued for shipment.
سفارشات برای ارسال در صف قرار گرفتند.
he enqueued several tasks to optimize performance.
او چندین کار را برای بهینه سازی عملکرد در صف قرار داد.
the requests were enqueued in the order they were received.
درخواست ها به ترتیبی که دریافت شده بودند، در صف قرار گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید