enriches

[ایالات متحده]/ɪnˈrɪtʃɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈrɪtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ثروتمند یا مرفه کردن؛ معنادارتر یا پاداش‌دهنده‌تر کردن؛ غنی کردن از نظر کیفیت

عبارات و ترکیب‌ها

knowledge enriches

دانش غنا می‌بخشد

experience enriches

تجربه غنا می‌بخشد

culture enriches

فرهنگ غنا می‌بخشد

education enriches

آموزش غنا می‌بخشد

art enriches

هنر غنا می‌بخشد

travel enriches

سفر غنا می‌بخشد

life enriches

زندگی غنا می‌بخشد

friendship enriches

دوستی غنا می‌بخشد

community enriches

جامعه غنا می‌بخشد

diversity enriches

تنوع غنا می‌بخشد

جملات نمونه

traveling enriches our understanding of different cultures.

سفر کردن باعث غنی‌تر شدن درک ما از فرهنگ‌های مختلف می‌شود.

reading books enriches the mind and expands knowledge.

مطالعه کتاب باعث غنی شدن ذهن و گسترش دانش می‌شود.

participating in community service enriches one's life experience.

شرکت در خدمات اجتماعی باعث غنی‌تر شدن تجربه زندگی یک فرد می‌شود.

learning new languages enriches communication skills.

یادگیری زبان‌های جدید باعث غنی‌تر شدن مهارت‌های ارتباطی می‌شود.

cooking at home enriches our culinary skills.

پخت و پز در خانه باعث غنی‌تر شدن مهارت‌های آشپزی ما می‌شود.

art classes enrich the creativity of students.

کلاس‌های هنر باعث غنی‌تر شدن خلاقیت دانش‌آموزان می‌شود.

volunteering enriches our connection to the community.

داوطلبی باعث غنی‌تر شدن ارتباط ما با جامعه می‌شود.

traveling abroad enriches personal growth and perspective.

سفر به خارج از کشور باعث غنی‌تر شدن رشد شخصی و دیدگاه می‌شود.

engaging in sports enriches physical health and teamwork.

شرکت در ورزش‌ها باعث غنی‌تر شدن سلامتی جسمانی و کار گروهی می‌شود.

participating in workshops enriches professional skills.

شرکت در کارگاه‌ها باعث غنی‌تر شدن مهارت‌های حرفه‌ای می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید