enslaving

[ایالات متحده]/ɪnˈsleɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈsleɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تبدیل کردن کسی به برده؛ برده‌سازی؛ تسلیم کردن؛ تحت کنترل درآوردن؛ فتح کردن

عبارات و ترکیب‌ها

enslaving people

بندگی مردم

enslaving nations

بندگی ملت‌ها

enslaving minds

بندگی ذهن‌ها

enslaving cultures

بندگی فرهنگ‌ها

enslaving society

بندگی جامعه

enslaving systems

بندگی سیستم‌ها

enslaving forces

بندگی نیروها

enslaving practices

بندگی شیوه‌ها

enslaving powers

بندگی قدرت‌ها

enslaving tactics

بندگی تاکتیک‌ها

جملات نمونه

enslaving others is a violation of human rights.

بندگی دیگران نقض حقوق بشر است.

the novel explores the theme of enslaving one's own people.

رمان به بررسی مضمون بندگی مردم خود می‌پردازد.

history is filled with stories of enslaving entire nations.

تاریخ پر از داستان‌هایی از بندگی ملت‌های کامل است.

enslaving animals for entertainment is unethical.

بندگی حیوانات برای سرگرمی غیراخلاقی است.

many activists are fighting against the enslaving practices in modern society.

بسیاری از فعالان در حال مبارزه با شیوه‌های بندگی در جامعه مدرن هستند.

enslaving people for labor is a crime against humanity.

بندگی مردم برای کار یک جنایت علیه بشریت است.

documentaries often highlight the horrors of enslaving individuals.

فیلم‌های مستند اغلب وحشت‌های بندگی افراد را برجسته می‌کنند.

enslaving children is a serious global issue.

بندگی کودکان یک مسئله جهانی جدی است.

the law aims to prevent any form of enslaving practices.

قانون هدف جلوگیری از هرگونه شکل از شیوه‌های بندگی است.

enslaving others for profit is morally wrong.

بندگی دیگران برای کسب سود از نظر اخلاقی اشتباه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید