ensnared

[ایالات متحده]/ɪnˈsneəd/
[بریتانیا]/ɪnˈsnerd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در تله گرفتار شده; به دام افتاده یا گرفتار; در یک طرح گرفتار شده

عبارات و ترکیب‌ها

ensnared by fate

اسیر سرنوشت

ensnared in lies

اسیر دروغ

ensnared in conflict

اسیر درگیری

ensnared in darkness

اسیر تاریکی

ensnared by desire

اسیر هوس

ensnared in webs

اسیر تارهای عنکبوت

ensnared by circumstances

اسیر شرایط

ensnared in chaos

اسیر هرج و مرج

ensnared in dreams

اسیر رویا

ensnared by time

اسیر زمان

جملات نمونه

he was ensnared by the beauty of the landscape.

او با زیبایی منظره گرفتار شد.

the detective ensnared the suspect with clever tactics.

مامور پلیس با استفاده از تاکتیک های زیرکانه مظنون را به دام انداخت.

she felt ensnared in a web of lies.

او احساس کرد در تابی از دروغ ها گرفتار شده است.

the trap ensnared the unsuspecting animal.

تله حیوان غافلگیر شده را به دام انداخت.

he was ensnared by his own greed.

او با طمع خود گرفتار شد.

the project ensnared many investors.

این پروژه بسیاری از سرمایه گذاران را به دام انداخت.

they were ensnared in a complicated legal battle.

آنها در یک درگیری قانونی پیچیده گرفتار شدند.

the story ensnared readers from the very first page.

داستان خوانندگان را از همان صفحه اول به دام انداخت.

she felt ensnared by her responsibilities.

او احساس کرد مسئولیت هایش او را به دام انداخته است.

the debate ensnared both sides in a heated argument.

بحث هر دو طرف را در یک بحث داغ به دام انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید