set free
آزاد شده
they were freed from jail.
آنها از حبس آزاد شدند.
They were freed yesterday by their kidnappers unharmed.
آنها روز گذشته توسط آدمربایان خود بدون آسیب آزاد شدند.
freed the slaves; free the imagination.
بردهها را آزاد کرد؛ ذهن را آزاد کن.
a people who were at last freed from fear.
مردمی که سرانجام از ترس آزاد شدند.
He freed the bird from the cage.
او پرنده را از قفس آزاد کرد.
They freed the birds from the cages.
آنها پرندگان را از قفسها آزاد کردند.
That country is now freed from imperialist slavery.
اکنون آن کشور از بردگی امپریالیستی آزاد شده است.
He freed himself of the charge of stealing.
او خود را از اتهام دزدی تبرئه کرد.
This movement overthrew the serf system and freed a million serfs and slaves.
این جنبش نظام بردهداری را سرنگون کرد و یک میلیون برده و برده را آزاد کرد.
landowners who freed their slaves voluntarily
زمیندارانی که داوطلبانه بردگان خود را آزاد کردند.
I had to tug hard and at last freed him.
من مجبور شدم سخت بکشم و بالاخره او را آزاد کردم.
his inheritance freed him from financial constraints.
ارثیه او او را از محدودیتهای مالی آزاد کرد.
We freed him from his financial obligations.
ما او را از تعهدات مالیاش آزاد کردیم.
He was freed from financial dependence on his parents.
او از وابستگی مالی به والدینش آزاد شد.
They will run wild freed from the fetters of control.
آنها بدون هیچ گونه کنترل، آزادانه و بیمهار پیش خواهند رفت.
some cities and merchants were freed from feudal ties.
برخی از شهرها و بازرگانان از پیوندهای فئودالی آزاد شدند.
The evolutionary step that freed these animals from the water was the development of the amniote egg.
مرحله تکاملی که این حیوانات را از آب آزاد کرد، توسعه تخم ستیغی بود.
Paul was put into the cell,his wrists were finally freed from handcuffs.
پل به سلول انداخته شد، مچ دستهایش بالاخره از دستبندها آزاد شد.
The jammed universal fairleader on poop deck to be freed up, regreased so as to make it work in good order.
رهای کردن دستگاه هدایتگر جهانی گیر کرده در عرشه عقب، روانکاری مجدد تا به خوبی کار کند.
To be free? But are we really free?
آزادی؟ اما آیا ما واقعاً آزاد هستیم؟
منبع: Reciting beautiful English prose for you.A light management team, freed from bureaucratic excess has helped, too.
یک تیم مدیریت سبک، که از بیشتصدی و کاغذبازی رها شده است، نیز کمک کرده است.
منبع: The Economist (Summary)So far nearly 50 have been freed.
تا کنون نزدیک به 50 نفر آزاد شده اند.
منبع: BBC World HeadlinesThat meant the defendants would be freed.
این بدان معناست که متهمان آزاد خواهند شد.
منبع: VOA Special June 2014 CollectionIf no longer dangerous, they should be freed.
اگر دیگر خطرناک نباشند، باید آزاد شوند.
منبع: NPR News August 2013 CompilationUsually, that's the kind of time that is more like freed up.
معمولاً، این نوع زمانی است که بیشتر شبیه زمان آزاد شده است.
منبع: Quick Guide to Learning EnglishBut one day you may be freed from all kinds of unpleasant vocal interactions.
اما یک روز ممکن است از همه نوع تعاملات آوازی ناخوشایند رها شوید.
منبع: Science in 60 Seconds November 2018 CompilationThe Sacklers would also be freed from any future lawsuits over the opioid crisis.
خانواده ساکلر نیز از هرگونه شکایت آینده در مورد بحران مواد افیونی نیز آزاد خواهند شد.
منبع: VOA Daily Standard September 2021 CollectionFlorencio Avalos was the first to be freed, at ten past midnight local time.
فلورنسیو آوالوس اولین کسی بود که در ساعت 10 دقیقه بامداد به وقت محلی آزاد شد.
منبع: BBC Listening August 2016 CollectionMore than 200 schoolgirls who were abducted back in April have not been freed.
بیش از 200 دختر دانش آموز که در ماه آوریل ربوده شده بودند، آزاد نشده اند.
منبع: CNN Listening Collection November 2014set free
آزاد شده
they were freed from jail.
آنها از حبس آزاد شدند.
They were freed yesterday by their kidnappers unharmed.
آنها روز گذشته توسط آدمربایان خود بدون آسیب آزاد شدند.
freed the slaves; free the imagination.
بردهها را آزاد کرد؛ ذهن را آزاد کن.
a people who were at last freed from fear.
مردمی که سرانجام از ترس آزاد شدند.
He freed the bird from the cage.
او پرنده را از قفس آزاد کرد.
They freed the birds from the cages.
آنها پرندگان را از قفسها آزاد کردند.
That country is now freed from imperialist slavery.
اکنون آن کشور از بردگی امپریالیستی آزاد شده است.
He freed himself of the charge of stealing.
او خود را از اتهام دزدی تبرئه کرد.
This movement overthrew the serf system and freed a million serfs and slaves.
این جنبش نظام بردهداری را سرنگون کرد و یک میلیون برده و برده را آزاد کرد.
landowners who freed their slaves voluntarily
زمیندارانی که داوطلبانه بردگان خود را آزاد کردند.
I had to tug hard and at last freed him.
من مجبور شدم سخت بکشم و بالاخره او را آزاد کردم.
his inheritance freed him from financial constraints.
ارثیه او او را از محدودیتهای مالی آزاد کرد.
We freed him from his financial obligations.
ما او را از تعهدات مالیاش آزاد کردیم.
He was freed from financial dependence on his parents.
او از وابستگی مالی به والدینش آزاد شد.
They will run wild freed from the fetters of control.
آنها بدون هیچ گونه کنترل، آزادانه و بیمهار پیش خواهند رفت.
some cities and merchants were freed from feudal ties.
برخی از شهرها و بازرگانان از پیوندهای فئودالی آزاد شدند.
The evolutionary step that freed these animals from the water was the development of the amniote egg.
مرحله تکاملی که این حیوانات را از آب آزاد کرد، توسعه تخم ستیغی بود.
Paul was put into the cell,his wrists were finally freed from handcuffs.
پل به سلول انداخته شد، مچ دستهایش بالاخره از دستبندها آزاد شد.
The jammed universal fairleader on poop deck to be freed up, regreased so as to make it work in good order.
رهای کردن دستگاه هدایتگر جهانی گیر کرده در عرشه عقب، روانکاری مجدد تا به خوبی کار کند.
To be free? But are we really free?
آزادی؟ اما آیا ما واقعاً آزاد هستیم؟
منبع: Reciting beautiful English prose for you.A light management team, freed from bureaucratic excess has helped, too.
یک تیم مدیریت سبک، که از بیشتصدی و کاغذبازی رها شده است، نیز کمک کرده است.
منبع: The Economist (Summary)So far nearly 50 have been freed.
تا کنون نزدیک به 50 نفر آزاد شده اند.
منبع: BBC World HeadlinesThat meant the defendants would be freed.
این بدان معناست که متهمان آزاد خواهند شد.
منبع: VOA Special June 2014 CollectionIf no longer dangerous, they should be freed.
اگر دیگر خطرناک نباشند، باید آزاد شوند.
منبع: NPR News August 2013 CompilationUsually, that's the kind of time that is more like freed up.
معمولاً، این نوع زمانی است که بیشتر شبیه زمان آزاد شده است.
منبع: Quick Guide to Learning EnglishBut one day you may be freed from all kinds of unpleasant vocal interactions.
اما یک روز ممکن است از همه نوع تعاملات آوازی ناخوشایند رها شوید.
منبع: Science in 60 Seconds November 2018 CompilationThe Sacklers would also be freed from any future lawsuits over the opioid crisis.
خانواده ساکلر نیز از هرگونه شکایت آینده در مورد بحران مواد افیونی نیز آزاد خواهند شد.
منبع: VOA Daily Standard September 2021 CollectionFlorencio Avalos was the first to be freed, at ten past midnight local time.
فلورنسیو آوالوس اولین کسی بود که در ساعت 10 دقیقه بامداد به وقت محلی آزاد شد.
منبع: BBC Listening August 2016 CollectionMore than 200 schoolgirls who were abducted back in April have not been freed.
بیش از 200 دختر دانش آموز که در ماه آوریل ربوده شده بودند، آزاد نشده اند.
منبع: CNN Listening Collection November 2014لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید