enthralled

[ایالات متحده]/ɪnˈθrɔːld/
[بریتانیا]/ɪnˈθrɔld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت مجذوب یا دلربا کردن؛ ایجاد لذت یا شادی شدید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

enthralled audience

تماشاگران مجذوب

enthralled by art

مجذوب هنر

enthralled fans

هواداران مجذوب

enthralled spectators

تماشاگران مجذوب

enthralled listeners

گوش‌دهندگان مجذوب

enthralled crowd

جمعیت مجذوب

enthralled children

کودکان مجذوب

enthralled viewers

تماشاگران مجذوب

enthralled participants

شرکت‌کنندگان مجذوب

enthralled audience members

تماشاگران مجذوب

جملات نمونه

she was enthralled by the magician's performance.

او مجذوب هنرنمایی شعبده‌باز بود.

the children were enthralled by the story.

کودکان مجذوب داستان شدند.

he was enthralled with the beauty of the landscape.

او با زیبایی منظره مجذوب شده بود.

the audience was enthralled throughout the concert.

در طول کنسرت، مخاطبان مجذوب بودند.

she felt enthralled by the intricate details of the painting.

او با جزئیات پیچیده نقاشی مجذوب شد.

they were enthralled by the documentary about wildlife.

آنها با مستند حیات وحش مجذوب شدند.

the novel left me feeling enthralled and wanting more.

رمان باعث شد احساس کنم مجذوب شده‌ام و بیشتر می‌خواهم.

he was enthralled by the rhythm of the music.

او با ریتم موسیقی مجذوب شد.

the performance was so captivating that i was enthralled.

اجرا بسیار جذاب بود که من را مجذوب خود کرد.

she was enthralled by the historical tales shared by her grandmother.

او با داستان‌های تاریخی که مادربزرگش با او به اشتراک گذاشت، مجذوب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید