enticed

[ایالات متحده]/ɪnˈtaɪst/
[بریتانیا]/ɪnˈtaɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جلب کردن یا وسوسه کردن با ارائه لذت یا مزیت

عبارات و ترکیب‌ها

enticed by

وسوسه‌شده توسط

enticed into

وسوسه‌شده به داخل

enticed with

وسوسه‌شده با

enticed away

وسوسه‌شده دور

enticed out

وسوسه‌شده بیرون

enticed back

وسوسه‌شده دوباره

enticed forward

وسوسه‌شده به جلو

enticed off

وسوسه‌شده از

enticed along

وسوسه‌شده در طول

enticed inside

وسوسه‌شده داخل

جملات نمونه

the advertisement enticed customers with special discounts.

تبلیغ با ارائه تخفیف‌های ویژه، مشتریان را اغوا کرد.

she was enticed by the promise of adventure.

او با وعده ماجراجویی اغوا شد.

the smell of fresh bread enticed him to the bakery.

بوی نان تازه او را به نانوایی کشاند.

they were enticed to join the club by the exciting activities.

فعالیت‌های هیجان‌انگیز آن‌ها را به عضویت در باشگاه ترغیب کرد.

his charm enticed her to stay longer at the party.

جاذبه او باعث شد او بیشتر در مهمانی بماند.

the beautiful scenery enticed tourists to visit the town.

مناظر زیبای شهر گردشگران را به بازدید از شهر ترغیب کرد.

she was enticed by the offer of a higher salary.

او با پیشنهاد حقوق بالاتر اغوا شد.

the movie trailer enticed audiences to watch the film.

تریلر فیلم مخاطبان را به تماشای فیلم ترغیب کرد.

the prospect of a promotion enticed him to work harder.

امید ارتقا او را به تلاش بیشتر ترغیب کرد.

she was enticed by the idea of traveling the world.

او با این ایده که جهانگرد شود اغوا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید