enticed by
وسوسهشده توسط
enticed into
وسوسهشده به داخل
enticed with
وسوسهشده با
enticed away
وسوسهشده دور
enticed out
وسوسهشده بیرون
enticed back
وسوسهشده دوباره
enticed forward
وسوسهشده به جلو
enticed off
وسوسهشده از
enticed along
وسوسهشده در طول
enticed inside
وسوسهشده داخل
the advertisement enticed customers with special discounts.
تبلیغ با ارائه تخفیفهای ویژه، مشتریان را اغوا کرد.
she was enticed by the promise of adventure.
او با وعده ماجراجویی اغوا شد.
the smell of fresh bread enticed him to the bakery.
بوی نان تازه او را به نانوایی کشاند.
they were enticed to join the club by the exciting activities.
فعالیتهای هیجانانگیز آنها را به عضویت در باشگاه ترغیب کرد.
his charm enticed her to stay longer at the party.
جاذبه او باعث شد او بیشتر در مهمانی بماند.
the beautiful scenery enticed tourists to visit the town.
مناظر زیبای شهر گردشگران را به بازدید از شهر ترغیب کرد.
she was enticed by the offer of a higher salary.
او با پیشنهاد حقوق بالاتر اغوا شد.
the movie trailer enticed audiences to watch the film.
تریلر فیلم مخاطبان را به تماشای فیلم ترغیب کرد.
the prospect of a promotion enticed him to work harder.
امید ارتقا او را به تلاش بیشتر ترغیب کرد.
she was enticed by the idea of traveling the world.
او با این ایده که جهانگرد شود اغوا شد.
enticed by
وسوسهشده توسط
enticed into
وسوسهشده به داخل
enticed with
وسوسهشده با
enticed away
وسوسهشده دور
enticed out
وسوسهشده بیرون
enticed back
وسوسهشده دوباره
enticed forward
وسوسهشده به جلو
enticed off
وسوسهشده از
enticed along
وسوسهشده در طول
enticed inside
وسوسهشده داخل
the advertisement enticed customers with special discounts.
تبلیغ با ارائه تخفیفهای ویژه، مشتریان را اغوا کرد.
she was enticed by the promise of adventure.
او با وعده ماجراجویی اغوا شد.
the smell of fresh bread enticed him to the bakery.
بوی نان تازه او را به نانوایی کشاند.
they were enticed to join the club by the exciting activities.
فعالیتهای هیجانانگیز آنها را به عضویت در باشگاه ترغیب کرد.
his charm enticed her to stay longer at the party.
جاذبه او باعث شد او بیشتر در مهمانی بماند.
the beautiful scenery enticed tourists to visit the town.
مناظر زیبای شهر گردشگران را به بازدید از شهر ترغیب کرد.
she was enticed by the offer of a higher salary.
او با پیشنهاد حقوق بالاتر اغوا شد.
the movie trailer enticed audiences to watch the film.
تریلر فیلم مخاطبان را به تماشای فیلم ترغیب کرد.
the prospect of a promotion enticed him to work harder.
امید ارتقا او را به تلاش بیشتر ترغیب کرد.
she was enticed by the idea of traveling the world.
او با این ایده که جهانگرد شود اغوا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید