seduced

[ایالات متحده]/sɪˈdjuːst/
[بریتانیا]/sɪˈduːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته seduce؛ وسوسه کردن یا منحرف کردن؛ جذاب کردن یا فریب دادن

عبارات و ترکیب‌ها

seduced by charm

فریب خورده با جذابیت

easily seduced

به راحتی فریب خورده

seduced by power

فریب خورده با قدرت

seduced by beauty

فریب خورده با زیبایی

seduced into temptation

فریب خورده در وسوسه

seduced by lies

فریب خورده با دروغ

seduced by desire

فریب خورده با هوس

seduced by money

فریب خورده با پول

seduced by passion

فریب خورده با اشتیاق

seduced into sin

فریب خورده در گناه

جملات نمونه

she was seduced by the charm of the city.

او با جذابیت شهر اغوا شد.

he seduced her with sweet words.

او را با حرف‌های شیرین اغوا کرد.

the advertisement seduced customers with promises of luxury.

تبلیغ با وعده‌های لوکس، مشتریان را اغوا کرد.

they seduced him into joining their cause.

آنها او را به پیوستن به هدفشان اغوا کردند.

she felt seduced by the idea of adventure.

او احساس کرد که با ایده ماجراجویی اغوا شده است.

the novel seduced readers with its intriguing plot.

رمان با طرح جذاب خود خوانندگان را اغوا کرد.

he was seduced by the thrill of the unknown.

او با هیجان ناشناخته اغوا شد.

the music seduced her into a state of bliss.

موسیقی او را به حالت نشاط و خوشی اغوا کرد.

they were seduced by the beauty of the landscape.

آنها با زیبایی منظره اغوا شدند.

she seduced him with her captivating smile.

او با لبخند جذابش او را اغوا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید