tempted

[ایالات متحده]/ˈtɛmptɪd/
[بریتانیا]/ˈtɛmptɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به انجام کار اشتباهی تشویق کردن؛ فریب دادن؛ ریسک کردن
adj. علاقه‌مند

عبارات و ترکیب‌ها

tempted to go

تمایل به رفتن

tempted by sweets

وسوسه شده به دلیل شیرینی

tempted to eat

تمایل به خوردن

tempted to try

تمایل به امتحان کردن

tempted to buy

تمایل به خریدن

tempted to cheat

تمایل به تقلب کردن

tempted to quit

تمایل به ترک کردن

tempted to lie

تمایل به دروغ گفتن

tempted to stay

تمایل به ماندن

tempted to skip

تمایل به رد کردن

جملات نمونه

i was tempted to try the new dessert at the restaurant.

من وسوسه شده بودم تا دسر جدید را در رستوران امتحان کنم.

she felt tempted to buy the shoes on sale.

او احساس وسوسه برای خریدن کفش‌های حراجی کرد.

he was tempted to skip the gym today.

او وسوسه شده بود که امروز باشگاه را نادیده بگیرد.

they were tempted by the idea of a vacation.

آنها با این ایده تعطیلات وسوسه شدند.

i'm often tempted to eat junk food late at night.

من اغلب وسوسه می‌شوم که شب‌ها غذاهای ناسالم بخورم.

she was tempted to cheat on the test.

او وسوسه شده بود که در امتحان تقلب کند.

he felt tempted to take a shortcut home.

او احساس وسوسه برای رفتن از یک راه میانبر به خانه کرد.

we were tempted to join the party despite the rain.

ما با وجود باران وسوسه شده بودیم که به مهمانی بپیوندیم.

they were tempted to invest in the new startup.

آنها وسوسه شده بودند که در استارتاپ جدید سرمایه‌گذاری کنند.

she was tempted to spend more time on social media.

او وسوسه شده بود که زمان بیشتری را در شبکه‌های اجتماعی سپری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید