tempted to go
تمایل به رفتن
tempted by sweets
وسوسه شده به دلیل شیرینی
tempted to eat
تمایل به خوردن
tempted to try
تمایل به امتحان کردن
tempted to buy
تمایل به خریدن
tempted to cheat
تمایل به تقلب کردن
tempted to quit
تمایل به ترک کردن
tempted to lie
تمایل به دروغ گفتن
tempted to stay
تمایل به ماندن
tempted to skip
تمایل به رد کردن
i was tempted to try the new dessert at the restaurant.
من وسوسه شده بودم تا دسر جدید را در رستوران امتحان کنم.
she felt tempted to buy the shoes on sale.
او احساس وسوسه برای خریدن کفشهای حراجی کرد.
he was tempted to skip the gym today.
او وسوسه شده بود که امروز باشگاه را نادیده بگیرد.
they were tempted by the idea of a vacation.
آنها با این ایده تعطیلات وسوسه شدند.
i'm often tempted to eat junk food late at night.
من اغلب وسوسه میشوم که شبها غذاهای ناسالم بخورم.
she was tempted to cheat on the test.
او وسوسه شده بود که در امتحان تقلب کند.
he felt tempted to take a shortcut home.
او احساس وسوسه برای رفتن از یک راه میانبر به خانه کرد.
we were tempted to join the party despite the rain.
ما با وجود باران وسوسه شده بودیم که به مهمانی بپیوندیم.
they were tempted to invest in the new startup.
آنها وسوسه شده بودند که در استارتاپ جدید سرمایهگذاری کنند.
she was tempted to spend more time on social media.
او وسوسه شده بود که زمان بیشتری را در شبکههای اجتماعی سپری کند.
tempted to go
تمایل به رفتن
tempted by sweets
وسوسه شده به دلیل شیرینی
tempted to eat
تمایل به خوردن
tempted to try
تمایل به امتحان کردن
tempted to buy
تمایل به خریدن
tempted to cheat
تمایل به تقلب کردن
tempted to quit
تمایل به ترک کردن
tempted to lie
تمایل به دروغ گفتن
tempted to stay
تمایل به ماندن
tempted to skip
تمایل به رد کردن
i was tempted to try the new dessert at the restaurant.
من وسوسه شده بودم تا دسر جدید را در رستوران امتحان کنم.
she felt tempted to buy the shoes on sale.
او احساس وسوسه برای خریدن کفشهای حراجی کرد.
he was tempted to skip the gym today.
او وسوسه شده بود که امروز باشگاه را نادیده بگیرد.
they were tempted by the idea of a vacation.
آنها با این ایده تعطیلات وسوسه شدند.
i'm often tempted to eat junk food late at night.
من اغلب وسوسه میشوم که شبها غذاهای ناسالم بخورم.
she was tempted to cheat on the test.
او وسوسه شده بود که در امتحان تقلب کند.
he felt tempted to take a shortcut home.
او احساس وسوسه برای رفتن از یک راه میانبر به خانه کرد.
we were tempted to join the party despite the rain.
ما با وجود باران وسوسه شده بودیم که به مهمانی بپیوندیم.
they were tempted to invest in the new startup.
آنها وسوسه شده بودند که در استارتاپ جدید سرمایهگذاری کنند.
she was tempted to spend more time on social media.
او وسوسه شده بود که زمان بیشتری را در شبکههای اجتماعی سپری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید