entranceway

[ایالات متحده]/ˈɛntrənsweɪ/
[بریتانیا]/ˈɛntrənsweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راه یا فضایی که به یک مکان می‌رسد؛ یک ورودی یا گذرگاهی برای ورود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

main entranceway

ورودی اصلی

front entranceway

ورودی جلو

back entranceway

ورودی پشتی

grand entranceway

ورودی بزرگ

side entranceway

ورودی کنار

decorative entranceway

ورودی تزئینی

covered entranceway

ورودی پوشیده

private entranceway

ورودی خصوصی

open entranceway

ورودی باز

elegant entranceway

ورودی شیک

جملات نمونه

the entranceway was beautifully decorated for the wedding.

ورودی به زیبایی برای عروسی تزئین شده بود.

they placed a welcome mat at the entranceway.

آنها یک فرش ورودی در ورودی قرار دادند.

she stood at the entranceway, waiting for her guests.

او در ورودی ایستاده بود و منتظر مهمانانش بود.

we need to clean the entranceway before the party.

ما باید ورودی را قبل از مهمانی تمیز کنیم.

the entranceway leads directly to the main hall.

ورودی مستقیماً به سالن اصلی منتهی می شود.

he noticed the entranceway was too narrow for a wheelchair.

او متوجه شد که ورودی برای ویلچر خیلی باریک است.

there are plants lining the entranceway, creating a warm atmosphere.

گیاهانی وجود دارند که ورودی را تزئین کرده اند و فضایی گرم ایجاد می کنند.

the entranceway was illuminated with soft lights.

ورودی با نورهای ملایم روشن شده بود.

they installed a security camera at the entranceway.

آنها یک دوربین امنیتی در ورودی نصب کردند.

the entranceway was crowded with people during the event.

ورودی در طول رویداد مملو از جمعیت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید