gateway

[ایالات متحده]/'geɪtweɪ/
[بریتانیا]/'ɡetwe/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه ورود یا خروج، روش دسترسی، گذرگاه
Word Forms
جمعgateways

عبارات و ترکیب‌ها

default gateway

دروازه پیش فرض

border gateway

دروازه مرزی

border gateway protocol

پروتکل دروازه مرزی

جملات نمونه

a gateway to success; the gateway to the West.

درگاهی به سوی موفقیت؛ دروازه به سوی غرب.

Mombasa, the gateway to East Africa.

مombasa، دروازه به سوی آفریقای شرقی.

the gateway is several feet in thickness.

ضخامت دروازه چندین فوت است.

Hard work is the gateway to success.

کار سخت دروازه ورود به موفقیت است.

Marijuana is considered a gateway drug for cocaine.

ماریجوانا به عنوان یک ماده دروازه ای برای کوکائین در نظر گرفته می شود.

we turned into a gateway leading to a small cottage.

ما به یک دروازه منتهی به یک کلبه کوچک تبدیل شدیم.

Don’t stand there blocking the gateway!

آنجا ایستاده و جلوی دروازه را مسدود نکنید!

The port of Dover is England’s gateway to Europe.

بندر دوور دروازه ورود انگلیس به اروپا است.

Most gateways had a metal grill called a portcullis.

اکثر دروازه ها دارای یک توری فلزی به نام پورتکلیس بودند.

It w now a twelvemonth since the funeral procession of the venerable clergymen, its last inhabitant, had turned from that gateway towards the village burying-ground.

اکنون یک سال از تشییع جنازه کشیشان ارجمند، آخرین ساکن آن، که از آن دروازه به سمت گورستان دهکده چرخید، گذشته است.

It was now a twelvemonth since the funeral procession of the venerable clergymen, its last inhabitant, had turned from that gateway towards the village burying-ground.

اکنون یک سال از تشییع جنازه کشیشان ارجمند، آخرین ساکن آن، که از آن دروازه به سمت گورستان دهکده چرخید، گذشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید