entreated

[ایالات متحده]/ɪnˈtriːtɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈtriːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور جدی درخواست کرد یا التماس کرد

عبارات و ترکیب‌ها

entreated for help

برای کمک درخواست کرد

entreated to stay

درخواست کرد که بماند

entreated him sincerely

به طور صادقانه از او خواست

entreated her forgiveness

خواستار بخشش او شد

entreated their support

درخواست حمایت آنها کرد

entreated for mercy

برای رحمت درخواست کرد

entreated to listen

درخواست کرد که گوش دهد

entreated for advice

برای نصیحت درخواست کرد

entreated to assist

درخواست کمک کرد

entreated with urgency

با اصرار درخواست کرد

جملات نمونه

she entreated him to reconsider his decision.

او از او خواست تا تصمیم خود را دوباره در نظر بگیرد.

the teacher entreated the students to study harder.

معلم از دانش آموزان خواست تا بیشتر تلاش کنند.

he entreated his friends for support during tough times.

او از دوستانش خواست تا در زمان های سخت از او حمایت کنند.

the mother entreated her child to be careful.

مادر از فرزندش خواست تا مراقب باشد.

they entreated the officials to improve the local infrastructure.

آنها از مقامات خواستند تا زیرساخت های محلی را بهبود بخشند.

she entreated him not to leave her alone.

او از او خواست که او را تنها ترک نکند.

the community entreated the council for more resources.

جامعه از شورای شهر خواست تا منابع بیشتری ارائه دهد.

he entreated her to join him for dinner.

او از او خواست تا برای شام به او بپیوندد.

the charity leader entreated people to donate generously.

رهبر خیریه از مردم خواست تا سخاوتمندانه کمک کنند.

she entreated the audience to listen carefully to her message.

او از مخاطبان خواست تا با دقت به پیام او گوش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید