entreated for help
برای کمک درخواست کرد
entreated to stay
درخواست کرد که بماند
entreated him sincerely
به طور صادقانه از او خواست
entreated her forgiveness
خواستار بخشش او شد
entreated their support
درخواست حمایت آنها کرد
entreated for mercy
برای رحمت درخواست کرد
entreated to listen
درخواست کرد که گوش دهد
entreated for advice
برای نصیحت درخواست کرد
entreated to assist
درخواست کمک کرد
entreated with urgency
با اصرار درخواست کرد
she entreated him to reconsider his decision.
او از او خواست تا تصمیم خود را دوباره در نظر بگیرد.
the teacher entreated the students to study harder.
معلم از دانش آموزان خواست تا بیشتر تلاش کنند.
he entreated his friends for support during tough times.
او از دوستانش خواست تا در زمان های سخت از او حمایت کنند.
the mother entreated her child to be careful.
مادر از فرزندش خواست تا مراقب باشد.
they entreated the officials to improve the local infrastructure.
آنها از مقامات خواستند تا زیرساخت های محلی را بهبود بخشند.
she entreated him not to leave her alone.
او از او خواست که او را تنها ترک نکند.
the community entreated the council for more resources.
جامعه از شورای شهر خواست تا منابع بیشتری ارائه دهد.
he entreated her to join him for dinner.
او از او خواست تا برای شام به او بپیوندد.
the charity leader entreated people to donate generously.
رهبر خیریه از مردم خواست تا سخاوتمندانه کمک کنند.
she entreated the audience to listen carefully to her message.
او از مخاطبان خواست تا با دقت به پیام او گوش دهند.
entreated for help
برای کمک درخواست کرد
entreated to stay
درخواست کرد که بماند
entreated him sincerely
به طور صادقانه از او خواست
entreated her forgiveness
خواستار بخشش او شد
entreated their support
درخواست حمایت آنها کرد
entreated for mercy
برای رحمت درخواست کرد
entreated to listen
درخواست کرد که گوش دهد
entreated for advice
برای نصیحت درخواست کرد
entreated to assist
درخواست کمک کرد
entreated with urgency
با اصرار درخواست کرد
she entreated him to reconsider his decision.
او از او خواست تا تصمیم خود را دوباره در نظر بگیرد.
the teacher entreated the students to study harder.
معلم از دانش آموزان خواست تا بیشتر تلاش کنند.
he entreated his friends for support during tough times.
او از دوستانش خواست تا در زمان های سخت از او حمایت کنند.
the mother entreated her child to be careful.
مادر از فرزندش خواست تا مراقب باشد.
they entreated the officials to improve the local infrastructure.
آنها از مقامات خواستند تا زیرساخت های محلی را بهبود بخشند.
she entreated him not to leave her alone.
او از او خواست که او را تنها ترک نکند.
the community entreated the council for more resources.
جامعه از شورای شهر خواست تا منابع بیشتری ارائه دهد.
he entreated her to join him for dinner.
او از او خواست تا برای شام به او بپیوندد.
the charity leader entreated people to donate generously.
رهبر خیریه از مردم خواست تا سخاوتمندانه کمک کنند.
she entreated the audience to listen carefully to her message.
او از مخاطبان خواست تا با دقت به پیام او گوش دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید