appealed

[ایالات متحده]/[ɪˈpiːld]/
[بریتانیا]/[əˈpiːld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای درخواست یا تقاضا کردن، به خصوص از یک مقام بالاتر؛ به چالش کشیدن رسمی یک تصمیم در دادگاه یا مقام بالاتر؛ برای کسی جذاب یا جالب بودن.
adj. جذاب یا جالب.

عبارات و ترکیب‌ها

appealed to reason

به عقل متوسل شد

appealed strongly

به شدت درخواست کرد

appealed to me

به من درخواست کرد

appealed to him

به او درخواست کرد

appealed to the court

به دادگاه درخواست کرد

appealed decision

تصمیم تجدیدنظر شده

appealed to voters

به رای دهندگان درخواست کرد

appealed greatly

به طور قابل توجهی درخواست کرد

appealed to her

به او درخواست کرد

appealed successfully

به طور موفقیت آمیز درخواست کرد

جملات نمونه

the defendant appealed the court's decision.

متهم از تصمیم دادگاه تجدیدنظرخواهی کرد.

she appealed to the audience for donations.

او از مخاطبان خواست که کمک‌های مالی اهدا کنند.

the judge appealed for calm during the protest.

قاضی از مردم خواستند در جریان اعتراض آرام باشند.

the case was appealed to a higher court.

این پرونده به دادگاه بالاتر ارجاع داده شد.

the company appealed the tax assessment.

شرکت از ارزیابی مالیات تجدیدنظرخواهی کرد.

he appealed to her sense of fairness.

او به حس انصاف او متوسل شد.

the ruling was appealed on technical grounds.

این رای به دلایل فنی مورد تجدیدنظرخواهی قرار گرفت.

the lawyer appealed to the jury's emotions.

وکیل به احساسات هیئت منصفه متوسل شد.

the decision appealed to many voters.

این تصمیم برای بسیاری از رای‌دهندگان جذاب بود.

the policy appealed to a wide range of people.

این سیاست برای طیف گسترده‌ای از مردم جذاب بود.

the film's visuals greatly appealed to me.

تصاویر فیلم برای من بسیار جذاب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید