entwined hearts
قلبهای در هم تنیده
entwined lives
زندگیهای در هم تنیده
entwined fates
سرنوشتهای در هم تنیده
entwined paths
مسیرهای در هم تنیده
entwined dreams
رویاهای در هم تنیده
entwined stories
داستانهای در هم تنیده
entwined destinies
سرنوشتهای در هم تنیده
entwined souls
ارواح در هم تنیده
entwined thoughts
افکار در هم تنیده
entwined relationships
روابط در هم تنیده
our lives are entwined in ways we cannot even imagine.
زندگیهای ما به شیوهای در هم تنیده شدهاند که حتی نمیتوانیم تصور کنیم.
the vines entwined around the old tree.
سرخها دور درخت پیر پیچیده بودند.
their destinies are entwined forever.
سرنوشت آنها برای همیشه در هم تنیده شده است.
the story of love and betrayal is entwined throughout the novel.
داستان عشق و خیانت در سراسر رمان در هم تنیده شده است.
our thoughts are often entwined with our emotions.
اغلب افکار ما با احساساتمان در هم تنیده میشوند.
the two cultures are entwined in a rich history.
دو فرهنگ در تاریخ غنی با هم در هم تنیده شده اند.
as we talked, our ideas became more entwined.
همانطور که صحبت میکردیم، ایدههای ما بیشتر در هم تنیده شد.
the threads of fate are entwined in mysterious ways.
نخهای سرنوشت به شیوههای مرموز در هم تنیده شدهاند.
her fingers entwined with his as they walked.
انگشتانش در حالی که قدم میزدند، با انگشتان او در هم تنیده شد.
their lives became entwined after that fateful meeting.
زندگی آنها پس از آن ملاقات سرنوشتساز با هم در هم تنیده شد.
entwined hearts
قلبهای در هم تنیده
entwined lives
زندگیهای در هم تنیده
entwined fates
سرنوشتهای در هم تنیده
entwined paths
مسیرهای در هم تنیده
entwined dreams
رویاهای در هم تنیده
entwined stories
داستانهای در هم تنیده
entwined destinies
سرنوشتهای در هم تنیده
entwined souls
ارواح در هم تنیده
entwined thoughts
افکار در هم تنیده
entwined relationships
روابط در هم تنیده
our lives are entwined in ways we cannot even imagine.
زندگیهای ما به شیوهای در هم تنیده شدهاند که حتی نمیتوانیم تصور کنیم.
the vines entwined around the old tree.
سرخها دور درخت پیر پیچیده بودند.
their destinies are entwined forever.
سرنوشت آنها برای همیشه در هم تنیده شده است.
the story of love and betrayal is entwined throughout the novel.
داستان عشق و خیانت در سراسر رمان در هم تنیده شده است.
our thoughts are often entwined with our emotions.
اغلب افکار ما با احساساتمان در هم تنیده میشوند.
the two cultures are entwined in a rich history.
دو فرهنگ در تاریخ غنی با هم در هم تنیده شده اند.
as we talked, our ideas became more entwined.
همانطور که صحبت میکردیم، ایدههای ما بیشتر در هم تنیده شد.
the threads of fate are entwined in mysterious ways.
نخهای سرنوشت به شیوههای مرموز در هم تنیده شدهاند.
her fingers entwined with his as they walked.
انگشتانش در حالی که قدم میزدند، با انگشتان او در هم تنیده شد.
their lives became entwined after that fateful meeting.
زندگی آنها پس از آن ملاقات سرنوشتساز با هم در هم تنیده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید