enunciating

[ایالات متحده]/ɪˈnʌn.sɪ.eɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈnʌn.sɪ.eɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به وضوح تلفظ کردن; توضیح دادن
vi. روشن کردن; به وضوح تلفظ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

enunciating clearly

بیان واضح

enunciating words

بیان کلمات

enunciating ideas

بیان ایده ها

enunciating thoughts

بیان افکار

enunciating syllables

بیان هجاها

enunciating sounds

بیان صداها

enunciating properly

بیان مناسب

enunciating phrases

بیان عبارت ها

enunciating effectively

بیان مؤثر

جملات نمونه

he is enunciating his thoughts clearly.

او در حال بیان واضح افکار خود است.

enunciating each word is important in public speaking.

بیان واضح هر کلمه در سخنرانی عمومی مهم است.

she was enunciating the instructions for the project.

او دستورالعمل‌های پروژه را به وضوح بیان می‌کرد.

enunciating helps improve communication skills.

بیان واضح به بهبود مهارت‌های ارتباطی کمک می‌کند.

the teacher emphasized enunciating during the lesson.

معلم در طول درس بر بیان واضح تاکید کرد.

he practiced enunciating difficult words every day.

او هر روز تمرین می‌کرد تا کلمات دشوار را به وضوح بیان کند.

enunciating properly can enhance your speech.

بیان واضح به درستی می‌تواند گفتار شما را بهبود بخشد.

she is known for enunciating her lyrics perfectly.

او به خاطر بیان کامل و دقیق اشعارش شناخته شده است.

enunciating your ideas can lead to better understanding.

بیان واضح ایده‌هایتان می‌تواند منجر به درک بهتر شود.

he focused on enunciating during his presentation.

او در طول ارائه خود بر بیان واضح تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید