proclaiming

[ایالات متحده]/prəˈkleɪmɪŋ/
[بریتانیا]/proʊˈkleɪmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی اعلام کردن؛ نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

proclaiming peace

اعلام صلح

proclaiming freedom

اعلام آزادی

proclaiming victory

اعلام پیروزی

proclaiming truth

اعلام حقیقت

proclaiming love

اعلام عشق

proclaiming change

اعلام تغییر

proclaiming justice

اعلام عدالت

proclaiming hope

اعلام امید

proclaiming unity

اعلام وحدت

proclaiming rights

اعلام حقوق

جملات نمونه

she is proclaiming her love for him publicly.

او رسماً عشق خود را برای او اعلام می‌کند.

the government is proclaiming a new policy.

دولت یک سیاست جدید را اعلام می‌کند.

he stood on the stage, proclaiming his vision for the future.

او روی صحنه ایستاد و چشم‌انداز خود را برای آینده اعلام کرد.

they are proclaiming their independence from the organization.

آنها استقلال خود را از سازمان اعلام می‌کنند.

the festival is proclaiming the arrival of spring.

جشنواره آغاز بهار را اعلام می‌کند.

she kept proclaiming her innocence despite the evidence.

او با وجود شواهد همچنان بی‌گناهی خود را اعلام می‌کرد.

the book is proclaiming the importance of kindness.

کتاب اهمیت مهربانی را اعلام می‌کند.

he was proclaiming his achievements to everyone.

او دستاوردهای خود را به همه اعلام می‌کرد.

the leader is proclaiming a message of hope.

رهبر یک پیام امید را اعلام می‌کند.

she is proclaiming her commitment to environmental sustainability.

او تعهد خود را به پایداری محیط زیست اعلام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید