equilibrist

[ایالات متحده]/ˈiːkwɪlɪbrɪst/
[بریتانیا]/ˈiːkwɪlɪbrɪst/

ترجمه

n. یک هنرمند بر روی طناب باریک یا خط سست

عبارات و ترکیب‌ها

skilled equilibrist

عملگر ماهر

famous equilibrist

عملگر مشهور

professional equilibrist

عملگر حرفه‌ای

acrobatic equilibrist

عملگر آکروباتیک

trained equilibrist

عملگر آموزش‌دیده

young equilibrist

عملگر جوان

talented equilibrist

عملگر بااستعداد

experienced equilibrist

عملگر باتجربه

amateur equilibrist

عملگر آماتور

local equilibrist

عملگر محلی

جملات نمونه

the equilibrist performed breathtaking stunts on the tightrope.

عملگر حرکات نمایشی نفس‌گیر را روی طناب کشیده اجرا کرد.

many equilibrist artists travel the world to showcase their skills.

بسیاری از هنرمندان عملگر برای به نمایش گذاشتن مهارت‌های خود به سرتاسر جهان سفر می‌کنند.

the equilibrist's balance was truly remarkable.

تعادل عملگر واقعاً شگفت‌انگیز بود.

children were fascinated by the equilibrist's performance.

کودکان از اجرای عملگر مجذوب شدند.

to become a skilled equilibrist, one needs years of practice.

برای تبدیل شدن به یک عملگر ماهر، به سال‌ها تمرین نیاز است.

the equilibrist used a pole to help maintain balance.

عملگر از یک میله برای کمک به حفظ تعادل استفاده کرد.

equilibrist performances are a highlight of the circus.

اجراهای عملگر از نقاط برجسته سیرک هستند.

the equilibrist trained daily to perfect his art.

عملگر روزانه برای کمال بخشیدن به هنر خود تمرین می‌کرد.

equilibrist shows often include daring acts and tricks.

نمایش‌های عملگر اغلب شامل حرکات و شعبده‌های جسورانه هستند.

the audience applauded the equilibrist's incredible skills.

تماشاگران از مهارت‌های فوق‌العاده عملگر تشویق کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید