| زمان گذشته | equivocated |
| صفت یا فعل حال استمراری | equivocating |
| شکل سوم شخص مفرد | equivocates |
| قسمت سوم فعل | equivocated |
| جمع | equivocates |
didn't equivocate about her real purpose in coming;
او در مورد هدف اصلی خود برای آمدن مردد نبود.
Politicians often equivocate when asked about controversial topics.
سیاستمداران اغلب در مورد موضوعات بحثبرانگیز مردد میشوند.
She tends to equivocate when making decisions.
او معمولاً در هنگام تصمیمگیری مردد است.
It's important to be clear and direct in communication, rather than equivocate.
در برقراری ارتباط، مهم است که واضح و مستقیم باشید، نه اینکه مردد باشید.
He equivocated on his stance regarding the new policy.
او در مورد موضع خود در مورد سیاست جدید مردد بود.
The suspect equivocated during questioning.
مشتبه به او در حین بازجویی مردد بود.
Don't equivocate, just give me a straight answer.
مردد نباشید، فقط یک جواب مستقیم به من بدهید.
She tried to equivocate her way out of taking responsibility.
او سعی کرد با مردد بودن از قبول مسئولیت فرار کند.
The company's spokesperson equivocated when asked about the layoffs.
سخنگوی شرکت در مورد اخراجها مردد بود.
It's frustrating when people equivocate instead of being honest.
وقتی مردم به جای صادق بودن مردد میشوند، خستهکننده است.
I can't stand it when someone equivocates and avoids giving a clear answer.
نمیتوانم تحمل کنم که کسی مردد باشد و از دادن پاسخ روشن خودداری کند.
didn't equivocate about her real purpose in coming;
او در مورد هدف اصلی خود برای آمدن مردد نبود.
Politicians often equivocate when asked about controversial topics.
سیاستمداران اغلب در مورد موضوعات بحثبرانگیز مردد میشوند.
She tends to equivocate when making decisions.
او معمولاً در هنگام تصمیمگیری مردد است.
It's important to be clear and direct in communication, rather than equivocate.
در برقراری ارتباط، مهم است که واضح و مستقیم باشید، نه اینکه مردد باشید.
He equivocated on his stance regarding the new policy.
او در مورد موضع خود در مورد سیاست جدید مردد بود.
The suspect equivocated during questioning.
مشتبه به او در حین بازجویی مردد بود.
Don't equivocate, just give me a straight answer.
مردد نباشید، فقط یک جواب مستقیم به من بدهید.
She tried to equivocate her way out of taking responsibility.
او سعی کرد با مردد بودن از قبول مسئولیت فرار کند.
The company's spokesperson equivocated when asked about the layoffs.
سخنگوی شرکت در مورد اخراجها مردد بود.
It's frustrating when people equivocate instead of being honest.
وقتی مردم به جای صادق بودن مردد میشوند، خستهکننده است.
I can't stand it when someone equivocates and avoids giving a clear answer.
نمیتوانم تحمل کنم که کسی مردد باشد و از دادن پاسخ روشن خودداری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید