erasure

[ایالات متحده]/ɪ'reɪʒə(r)/
[بریتانیا]/ɪ'reʒɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پاک کردن یا حذف چیزی، به ویژه کلماتی که حذف شده‌اند.
Word Forms
جمعerasures

جملات نمونه

If both early or late if order is opposite, when bepowder bottom may erasure of block defect frost, wasted scheming for nothing.

اگر هر دو زود یا دیر باشند، اگر ترتیب مخالف باشد، زمانی که پودر پایین باعث پاک شدن نقص یا سرمازدگی شود، نقشه‌های شکست‌خورده برای هیچ چیز.

The erasure of the whiteboard was incomplete.

پاک کردن تخته سفید به طور کامل انجام نشد.

She felt a sense of erasure as her accomplishments were overlooked.

او احساس کرد که دستاوردهای او نادیده گرفته شده‌اند و احساس حذف شد.

The erasure of history is a dangerous path to take.

حذف تاریخ مسیری خطرناک است.

The erasure of sensitive data is crucial for privacy protection.

حذف داده‌های حساس برای محافظت از حریم خصوصی بسیار مهم است.

The erasure of painful memories can be therapeutic.

حذف خاطرات دردناک می‌تواند درمانی باشد.

The erasure of graffiti from the walls took hours of scrubbing.

پاک کردن نوشته‌های دیواری از دیوارها ساعت‌ها تمیز کردن نیاز داشت.

There was an erasure in the document that needed to be corrected.

در سند اشتباهی وجود داشت که نیاز به تصحیح داشت.

The erasure of her name from the list was a mistake.

حذف نام او از لیست اشتباه بود.

The erasure of old files freed up space on the hard drive.

حذف فایل‌های قدیمی فضای بیشتری را در هارد دیسک آزاد کرد.

He used an erasure tool to remove unwanted elements from the image.

او از یک ابزار پاک کردن برای حذف عناصر ناخواسته از تصویر استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید