eructated

[ایالات متحده]/[ˈɜː(r)k.teɪ.tɪd]/
[بریتانیا]/[ˈɜːr.kə.teɪ.tɪd]/

ترجمه

v. به گاز دهی کردن؛ گاز معده را از طریق دهان بیرون آوردن.
v. (گذراز زمان فعل eructate) گذراز زمان eructate.

عبارات و ترکیب‌ها

he eructated loudly.

او با صدای بلند گاز گرفت.

she eructated softly.

او با صدای کم گاز گرفت.

they eructated often.

آنها زیاد گاز گرفتند.

eructated with discomfort.

با ناراحتی گاز گرفت.

eructated gas.

گاز گرفت.

eructated and blushed.

گاز گرفت و چهره‌اش رنگی شد.

eructated once more.

دوباره گاز گرفت.

جملات نمونه

he loudly eructated after the spicy meal.

پس از غذای چاقالی، او با صدای بلند گاز گرفت.

the patient eructated frequently due to the medication.

بیمار به دلیل دارو، گاز گرفتن مکرر داشت.

she politely excused herself after she eructated.

پس از اینکه گاز گرفت، او با لطف خود را عذرخواهی کرد.

he eructated a cloud of air into the crowded room.

او یک ابر از هوا را به درون اتاق پردمیانه گاز گرفت.

the doctor asked if he often eructated after eating.

پزشک پرسید که آیا او پس از غذا معمولاً گاز گرفت.

after drinking carbonated beverages, he invariably eructated.

پس از نوشیدن نوشیدنی‌های کarbonاتی، او همیشه گاز گرفت.

the child eructated during the important school presentation.

کودک در حین ارائه مهم مدرسه گاز گرفت.

he tried to suppress his urge to eructate in public.

او سعی کرد تا نیت خود را برای گاز گرفتن در جمع عمومی مهار کند.

the film featured a character who frequently eructated.

فیلم یک شخصیت را نمایش داد که مکرراً گاز می‌گرفت.

she noticed he eructated whenever he felt nervous.

او متوجه شد که هر زمان که ناراحت می‌شد، گاز می‌گرفت.

the old man eructated with a rumbling sound.

آقای باسن با صدای تکان‌خورده گاز گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید