volcano erupted
آتشفشان فوران کرد
anger erupted
خشم فوران کرد
conflict erupted
درگیریها بالا گرفتند
protests erupted
تظاهرات بالا گرفتند
fighting erupted
درگیریها آغاز شد
disease erupted
بیماری گسترش یافت
tension erupted
احساس تنش بالا رفت
laughter erupted
خنده سر از صدا درآورد
chaos erupted
هرج و مرج به وجود آمد
violence erupted
خشونت آغاز شد
the volcano erupted unexpectedly last night.
آتشفشان به طور غیرمنتظره شب گذشته فوران کرد.
the crowd erupted in cheers when the team won.
وقتی تیم برنده شد، جمعیت با تشویار در شادی فوران کردند.
emotions erupted during the heated debate.
در طول بحث داغ، احساسات فوران کردند.
conflict erupted between the two rival groups.
درگیری بین دو گروه رقیب فوران کرد.
when the news broke, excitement erupted across the city.
وقتی خبر منتشر شد، هیجان در سراسر شهر فوران کرد.
the protest erupted over the new government policies.
اعتراضات در مورد سیاست های جدید دولت فوران کرد.
her anger erupted after the unfair treatment.
بعد از رفتار ناعادلانه، خشم او فوران کرد.
the festival erupted into a massive celebration.
جشنواره به یک جشن بزرگ تبدیل شد.
violence erupted in the streets following the announcement.
بعد از اعلام، خشونت در خیابان ها فوران کرد.
joy erupted among the fans after the victory.
بعد از پیروزی، شادی در میان طرفداران فوران کرد.
volcano erupted
آتشفشان فوران کرد
anger erupted
خشم فوران کرد
conflict erupted
درگیریها بالا گرفتند
protests erupted
تظاهرات بالا گرفتند
fighting erupted
درگیریها آغاز شد
disease erupted
بیماری گسترش یافت
tension erupted
احساس تنش بالا رفت
laughter erupted
خنده سر از صدا درآورد
chaos erupted
هرج و مرج به وجود آمد
violence erupted
خشونت آغاز شد
the volcano erupted unexpectedly last night.
آتشفشان به طور غیرمنتظره شب گذشته فوران کرد.
the crowd erupted in cheers when the team won.
وقتی تیم برنده شد، جمعیت با تشویار در شادی فوران کردند.
emotions erupted during the heated debate.
در طول بحث داغ، احساسات فوران کردند.
conflict erupted between the two rival groups.
درگیری بین دو گروه رقیب فوران کرد.
when the news broke, excitement erupted across the city.
وقتی خبر منتشر شد، هیجان در سراسر شهر فوران کرد.
the protest erupted over the new government policies.
اعتراضات در مورد سیاست های جدید دولت فوران کرد.
her anger erupted after the unfair treatment.
بعد از رفتار ناعادلانه، خشم او فوران کرد.
the festival erupted into a massive celebration.
جشنواره به یک جشن بزرگ تبدیل شد.
violence erupted in the streets following the announcement.
بعد از اعلام، خشونت در خیابان ها فوران کرد.
joy erupted among the fans after the victory.
بعد از پیروزی، شادی در میان طرفداران فوران کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید