eruption-prone areas
منطقههای پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone volcano
آتشفشان پرخطر از لحاظ آتشفشانی
be eruption-prone
پرخطر از لحاظ آتشفشانی بودن
eruption-prone region
منطقهای پرخطر از لحاظ آتشفشانی
highly eruption-prone
بسیار پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone land
زمین پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone site
محل پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone zone
منطقه پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone slopes
شیبهای پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone ground
زمین پرخطر از لحاظ آتشفشانی
the region is known for being eruption-prone, with several volcanoes in the area.
این منطقه به خاطر خطر آتش فشانی بودن آن شناخته شده است و در این منطقه چندین آتشفشان وجود دارد.
geologists are studying the eruption-prone area to better predict future events.
ژئولوژیستها منطقهای که خطر آتش فشانی دارد را مورد مطالعه قرار میدهند تا رویدادهای آینده را بهتر پیش بینی کنند.
living near an eruption-prone volcano presents significant safety challenges.
زندگی در نزدیکی یک آتشفشان که خطر آتش فشانی دارد چالشهای ایمنی مهمی را به همراه میآورد.
the eruption-prone landscape is both beautiful and dangerous.
منظرهای که خطر آتش فشانی دارد هم زیباست و هم خطرناک.
scientists monitor eruption-prone areas closely for any signs of activity.
دانشمندان به دقت مناطق خطر آتش فشانی را مراقبت میکنند تا علائمی از فعالیت را کشف کنند.
the town was evacuated due to the eruption-prone nature of the nearby mountain.
شهر به دلیل طبیعت خطر آتش فشانی کوه نزدیک، مجبور به تخلیه شد.
eruption-prone zones require strict building codes and emergency preparedness plans.
منطقههای خطر آتش فشانی نیاز به قوانین سختگیرانه ساخت و برنامههای آمادگی در برابر بحران دارند.
the research focused on identifying eruption-prone areas using satellite imagery.
این تحقیق روی شناسایی مناطق خطر آتش فشانی با استفاده از تصاویر ماهوارهای متمرکز بود.
despite the risks, some people choose to live in eruption-prone communities.
با وجود خطرات، برخی افراد انتخاب میکنند در جوامعی که خطر آتش فشانی دارند زندگی کنند.
the volcano's eruption-prone history made it a subject of intense study.
تاریخچه خطر آتش فشانی آتشفشان آن را به یک موضوع مورد مطالعه شدید تبدیل کرد.
the forecast indicated a high probability of an eruption in the eruption-prone caldera.
پیشبینی نشان داد که احتمال بالایی برای آتش فشانی در کالدرای خطر آتش فشانی وجود دارد.
eruption-prone areas
منطقههای پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone volcano
آتشفشان پرخطر از لحاظ آتشفشانی
be eruption-prone
پرخطر از لحاظ آتشفشانی بودن
eruption-prone region
منطقهای پرخطر از لحاظ آتشفشانی
highly eruption-prone
بسیار پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone land
زمین پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone site
محل پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone zone
منطقه پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone slopes
شیبهای پرخطر از لحاظ آتشفشانی
eruption-prone ground
زمین پرخطر از لحاظ آتشفشانی
the region is known for being eruption-prone, with several volcanoes in the area.
این منطقه به خاطر خطر آتش فشانی بودن آن شناخته شده است و در این منطقه چندین آتشفشان وجود دارد.
geologists are studying the eruption-prone area to better predict future events.
ژئولوژیستها منطقهای که خطر آتش فشانی دارد را مورد مطالعه قرار میدهند تا رویدادهای آینده را بهتر پیش بینی کنند.
living near an eruption-prone volcano presents significant safety challenges.
زندگی در نزدیکی یک آتشفشان که خطر آتش فشانی دارد چالشهای ایمنی مهمی را به همراه میآورد.
the eruption-prone landscape is both beautiful and dangerous.
منظرهای که خطر آتش فشانی دارد هم زیباست و هم خطرناک.
scientists monitor eruption-prone areas closely for any signs of activity.
دانشمندان به دقت مناطق خطر آتش فشانی را مراقبت میکنند تا علائمی از فعالیت را کشف کنند.
the town was evacuated due to the eruption-prone nature of the nearby mountain.
شهر به دلیل طبیعت خطر آتش فشانی کوه نزدیک، مجبور به تخلیه شد.
eruption-prone zones require strict building codes and emergency preparedness plans.
منطقههای خطر آتش فشانی نیاز به قوانین سختگیرانه ساخت و برنامههای آمادگی در برابر بحران دارند.
the research focused on identifying eruption-prone areas using satellite imagery.
این تحقیق روی شناسایی مناطق خطر آتش فشانی با استفاده از تصاویر ماهوارهای متمرکز بود.
despite the risks, some people choose to live in eruption-prone communities.
با وجود خطرات، برخی افراد انتخاب میکنند در جوامعی که خطر آتش فشانی دارند زندگی کنند.
the volcano's eruption-prone history made it a subject of intense study.
تاریخچه خطر آتش فشانی آتشفشان آن را به یک موضوع مورد مطالعه شدید تبدیل کرد.
the forecast indicated a high probability of an eruption in the eruption-prone caldera.
پیشبینی نشان داد که احتمال بالایی برای آتش فشانی در کالدرای خطر آتش فشانی وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید