esophageal

[ایالات متحده]/ˌiːsəˈfɑːdʒɪəl/
[بریتانیا]/ˌiːsəˈfɑdʒɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مری؛ مربوط به مسیر غذا از گلو به معده

عبارات و ترکیب‌ها

esophageal cancer

سرطان مری

esophageal reflux

رفلاکس مری

esophageal stricture

تنگی مری

esophageal motility

حرکت مری

esophageal sphincter

اسفنکتر مری

esophageal varices

واریس‌های مری

esophageal dysphagia

دیسفاژی مری

esophageal biopsy

بیوپسی مری

esophageal fistula

فیستول مری

esophageal ulcer

زخم مری

جملات نمونه

esophageal cancer is a serious health issue.

سرطان مری یک مشکل جدی برای سلامتی است.

the esophageal lining can become inflamed.

آستر مری ممکن است ملتهب شود.

swallowing difficulties may indicate esophageal problems.

مشکلات بلع ممکن است نشان دهنده مشکلات مری باشد.

esophageal reflux can cause heartburn.

رفلاکس مری می تواند باعث سوزش سر دل شود.

doctors often perform esophageal biopsies.

پزشکان اغلب بیوپسی مری انجام می دهند.

esophageal varices can lead to severe bleeding.

پیچ خوردگی مری می تواند منجر به خونریزی شدید شود.

patients may experience esophageal spasms.

بیماران ممکن است دچار اسپاسم مری شوند.

esophageal manometry measures pressure in the esophagus.

مانومتری مری فشار را در مری اندازه گیری می کند.

dietary changes can help manage esophageal issues.

تغییرات رژیمی می تواند به مدیریت مشکلات مری کمک کند.

esophageal disorders require specialized treatment.

اختلالات مری نیاز به درمان تخصصی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید