throat

[ایالات متحده]/θrəʊt/
[بریتانیا]/θroʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجرایی که از انتهای دهان به معده می‌رود، همچنین برای تنفس استفاده می‌شود
vt. صدای عمیق و زبری با صدای خود ایجاد کردن
Word Forms
جمعthroats

عبارات و ترکیب‌ها

sore throat

التهاب گلو

clearing throat

خالی کردن گلو

itchy throat

گلو خارش دار

nozzle throat

گلوگاه نازل

throat radius

شعاع گلو

throat diameter

قطر گلو

deep throat

گلو عمیق

strep throat

گلودرد استرپتوکوکی

جملات نمونه

the throat of a horn.

گردن شا horns

a constriction in the throat

تنگنا در گلو

the cut-throat world of fashion.

جهان مد فشن خشن و بی‌رحمانه

muffle one's throat with a scarf

با یک روسری گلو را بپوشانید

My throat is still tender.

گلویم هنوز حساس است.

the gazelle’s throat

گردن گراز

he felt his throat constrict.

او احساس کرد که گلویش منقبض شده است.

his throat was dry and sore.

گلویش خشک و دردناک بود.

a full-throated and resonant guffaw.

خنده رسا و پر طنطنه

he had taken throat swabs.

او نمونه سواب گلو گرفته بود.

irrigate one's nose and throat with hot water

آب‌رسانی به بینی و گلو با آب گرم

Antibiotics is effective to cure throat infection.

آنتی‌بیوتیک‌ها برای درمان عفونت گلو مؤثر است.

His throat congested with phlegm.

گلویش مملو از خلط بود.

She could not speak; her throat was in spasm.

او نتوانست صحبت کند؛ گلویش دچار اسپاسم بود.

she felt her throat close up.

او احساس کرد که گلویش بسته می شود.

the cut-throat commercialism of the Paris art world.

تجاری‌زدگی بی‌رحمانه دنیای هنر پاریس

cut-throat competition led to a lot of bankruptcies.

رقابت شدید و بی‌رحمانه منجر به ورشکستگی زیادی شد.

sore throats can be helped by gargles.

گلو دردها را می توان با غرغره کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید