timelessness

[ایالات متحده]/'taimlisnis/
[بریتانیا]/ˈtaɪmlɪsnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌تأثیر از زمان؛ ابدی.
Word Forms

جملات نمونه

Words are timeless. You should utter them or write them with a knowledge of their timelessness.

کلمات جاودانه هستند. شما باید آنها را ادا کنید یا با آگاهی از جاودانگی آنها بنویسید.

The beauty of classical music lies in its timelessness.

زیبایی موسیقی کلاسیک در جاودانگی آن نهفته است.

Her elegant style has a sense of timelessness that never goes out of fashion.

سبک ظریف او حسی از جاودانگی دارد که هرگز از مد نمی‌افتد.

The novel's themes of love and loss give it a sense of timelessness.

مضامین عشق و از دست دادن در رمان، حسی از جاودانگی به آن می‌بخشد.

The design of the building reflects a sense of timelessness with its classic architecture.

طراحی ساختمان با معماری کلاسیک خود، حسی از جاودانگی را منعکس می‌کند.

Some works of art have a quality of timelessness that transcends generations.

برخی آثار هنری دارای کیفیتی از جاودانگی هستند که از نسل‌ها فراتر می‌رود.

The film captures a sense of timelessness with its timeless story.

فیلم با داستان جاودانه خود، حسی از جاودانگی را به تصویر می‌کشد.

Certain fashion trends have a quality of timelessness and can be worn for years.

برخی از ترندهای مد دارای کیفیتی از جاودانگی هستند و می‌توانند برای سال‌ها پوشیده شوند.

The painting's beauty lies in its timelessness, making it a timeless masterpiece.

زیبایی نقاشی در جاودانگی آن نهفته است و آن را به یک شاهکار جاودانه تبدیل می‌کند.

The poetry of the ancient poets has a sense of timelessness that continues to inspire readers today.

شعر شاعران باستان دارای حسی از جاودانگی است که همچنان الهام‌بخش خوانندگان امروزی است.

نمونه‌های واقعی

All of these offer connection with the larger, truer world, with the ancient, with timelessness and the luminous now.

همه اینها ارتباطی با دنیای بزرگتر، واقعی‌تر، باستانی‌تر، با جاودانگی و اکنون درخشان ایجاد می‌کنند.

منبع: National Geographic Anthology

The passions it aroused, and the sense of timelessness that ensued— a “suspended present”, MsFeigel calls it— were fertile muses.

شور و اشتیاقی که برانگیخت و احساس جاودانگی که پس از آن ایجاد شد - «لحظه معلق»، خانم فیگل آن را می‌نامند - الهام‌بخش‌های باروری بودند.

منبع: The Economist - Arts

It teaches us the timelessness of ideas and morality.

این به ما می‌آموزد که ایده‌ها و اخلاق جاودانه هستند.

منبع: Hua Yan Level 8 Listening

The spirit of independence, the sparkling waters, and of course those walls, all these things exist in a state of perfect timelessness.

روح استقلال، آب‌های درخشان و البته آن دیوارها، همه اینها در حالت جاودانگی کامل وجود دارند.

منبع: Cloud Travel Handbook

What strikes me most about this painting is its sense of timelessness.

آنچه بیشتر از همه در مورد این نقاشی توجه مرا جلب می‌کند، حس جاودانگی آن است.

منبع: 202313

The sight was unexpected, and I was suddenly lost in a wave of timelessness.

صحنه غیرمنتظره بود و من ناگهان در دریایی از جاودانگی غرق شدم.

منبع: Cross Creek (Part 2)

It has a softer, more hand-drawn feeling than some other Pixar offerings, almost as if it's 2D in places, which gives the impression of timelessness.

احساس نرم‌تر و طراحی دستی‌تری نسبت به برخی دیگر از آثار پیکسار دارد، گویی در برخی جاها دو بعدی است که این حس جاودانگی را القا می‌کند.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید