ethers

[ایالات متحده]/[ˈeθəz]/
[بریتانیا]/[ˈɛθərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک هیدروکربن ناپایدار و قابل اشتعال که به عنوان یک حلال و بخیه استفاده می‌شود؛ جمع اتر؛ یک جو سبک، هواخور یا ظریف.

عبارات و ترکیب‌ها

digital ethers

اترهاي دิجيتال

through ethers

از طريق اترها

broadcasting ethers

اترهاي پخش شونده

radio ethers

اترهاي راديو

filled ethers

اترهاي پر شده

empty ethers

اترهاي خالي

permeating ethers

اترهاي نفوذ كننده

ancient ethers

اترهاي باستان

invisible ethers

اترهاي غير قابل ديدن

جملات نمونه

the researchers studied the properties of various ethers.

پژوهشگران خواص مختلف اترها را مطالعه کردند.

diethyl ether is a common solvent in laboratories.

اتر دی‌اتیل یک حلال رایج در آزمایشگاه‌ها است.

we need to purchase more anhydrous ethers for the reaction.

ما نیاز داریم تا برای واکنش بیشتر اترهای بی‌آبی خریداری کنیم.

the patient was given ether as an anesthetic.

بیمار به عنوان یک بی‌حس کننده اتر داده شد.

the lab uses cyclic ethers in organic synthesis.

آزمایشگاه اترهای چرخه‌ای را در سنتز آلی استفاده می‌کند.

he carefully distilled the mixture of ethers.

او مخلوط اترها را با دقت تقطیر کرد.

the reaction requires aprotic ethers as a solvent.

این واکنش نیاز به اترهای بدون پروتون به عنوان یک حلال دارد.

crown ethers are useful for complexing metal ions.

اترهاي تاج مفید برای پیچیدن یون‌های فلزی هستند.

polyether polyols are used in polyurethane production.

پلی‌اتر پلی‌اول‌ها در تولید پلی‌اورتان استفاده می‌شوند.

the analysis identified several unknown ethers in the sample.

تحلیل چند اتر ناشناخته در نمونه را شناسایی کرد.

they investigated the formation of polymeric ethers.

آنها تشکیل اترهای پلیمری را بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید