heavens

[ایالات متحده]/[ˈhevənz]/
[بریتانیا]/[ˈhevənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

excl. برای بیان تعجب یا نگرانی
n. آسمان؛ جهان؛ حالت شادی یا خوشبختی؛ حوزه خدایان؛ جایی از آرامش و خوشبختی کامل؛ مناطق بالایی جو
Word Forms
جمعheavenss

عبارات و ترکیب‌ها

heavens above!

خدا نگهدار!

for heavens sake

خدا را بخاطر

heavens help us

خدا ما را کمک کن

heavens forbid

خدا نکند

fall from heaven

از آسمان افتادن

heavenly host

جناح آسمانی

heavenly bodies

جسم‌های آسمانی

heavenly father

پدر آسمانی

heavenly grace

لطف آسمانی

heaven's sake

به خاطر آسمان

جملات نمونه

he looked to the heavens for guidance and strength.

او به آسمان نگاه کرد تا راهنمایی و قوت بیابد.

the artist painted a breathtaking view of the heavens.

هنرمند یک نمایش شگفت‌انگیز از آسمان را نقاشی کرد.

she thanked the heavens for her good fortune.

او به آسمان قدردانی کرد به خاطر شانس خوبش.

the fireworks lit up the heavens with vibrant colors.

انفجارهای نورانی آسمان را با رنگ‌های زیبایی روشن کرد.

he felt a sense of awe as he gazed at the heavens.

او در حال نگاه کردن به آسمان احساس عجیبی داشت.

the storm clouds obscured the heavens above.

ابر بارانی آسمان بالاتر را مهیب کرد.

they prayed to the heavens for peace and prosperity.

آنها به آسمان دعا کردند برای آرامش و فتوش.

the stars twinkled in the vast expanse of the heavens.

ستاره‌ها در گستردگی بزرگ آسمان لرزیدند.

he swore he saw angels descending from the heavens.

او سوگند خورد که اینگل‌ها را از آسمان پایین می‌آمدند.

the pilot navigated through the turbulent heavens.

پیлот از آسمان پر از اضطراب عبور کرد.

she raised her face to the heavens in silent contemplation.

او چهره‌اش را به سوی آسمان بلند کرد در اندیشه‌ای ساکت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید