ethnocentric

[ایالات متحده]/ˌeθnəʊˈsentrɪk/
[بریتانیا]/ˌɛθno'sɛntrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن اعتقاد به برتری نژاد خود.

جملات نمونه

Most people, fortunately, do not believe in such extremes, yet most people also appear to be ethnocentric enough to believe, at least just a little, that their own race is superior to others.

اکثر مردم خوشبختانه به چنین افراط و تفریضی اعتقاد ندارند، با این حال بیشتر مردم به اندازه کافی قوم‌گرا هستند که حداقل کمی باور داشته باشند که نژاد خود برتر از دیگران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید