eulogizes the deceased
تعریف و تمجید از درگذشته
eulogizes their achievements
تعریف و تمجید از دستاوردها
eulogizes the hero
تعریف و تمجید از قهرمان
eulogizes a leader
تعریف و تمجید از یک رهبر
eulogizes great minds
تعریف و تمجید از ذهنهای بزرگ
eulogizes lost friends
تعریف و تمجید از دوستان از دست رفته
eulogizes the past
تعریف و تمجید از گذشته
eulogizes their legacy
تعریف و تمجید از میراث آنها
eulogizes a mentor
تعریف و تمجید از یک مربی
eulogizes the fallen
تعریف و تمجید از درگذشتگان
the community eulogizes its heroes every year.
جامعه هر سال به قهرمانان خود ادای احترام میکند.
she eulogizes her late grandmother in her speech.
او در سخنرانی خود به یاد مادربزرگ مرحومش ادای احترام میکند.
the author eulogizes the beauty of nature in her book.
نویسنده در کتاب خود به زیبایی طبیعت ادای احترام میکند.
the film eulogizes the spirit of teamwork.
فیلم به روح کار گروهی ادای احترام میکند.
many people eulogize the contributions of scientists.
بسیاری از مردم به دستاوردهای دانشمندان ادای احترام میکنند.
during the ceremony, he eulogizes the fallen soldiers.
در طول مراسم، او به سربازان جان باخته ادای احترام میکند.
the poem eulogizes love and friendship.
شعر به عشق و دوستی ادای احترام میکند.
she often eulogizes her mentor's guidance.
او اغلب به راهنمایی مربی خود ادای احترام میکند.
the article eulogizes the achievements of the organization.
مقاله به دستاوردهای سازمان ادای احترام میکند.
he eulogizes the importance of education in society.
او به اهمیت آموزش در جامعه ادای احترام میکند.
eulogizes the deceased
تعریف و تمجید از درگذشته
eulogizes their achievements
تعریف و تمجید از دستاوردها
eulogizes the hero
تعریف و تمجید از قهرمان
eulogizes a leader
تعریف و تمجید از یک رهبر
eulogizes great minds
تعریف و تمجید از ذهنهای بزرگ
eulogizes lost friends
تعریف و تمجید از دوستان از دست رفته
eulogizes the past
تعریف و تمجید از گذشته
eulogizes their legacy
تعریف و تمجید از میراث آنها
eulogizes a mentor
تعریف و تمجید از یک مربی
eulogizes the fallen
تعریف و تمجید از درگذشتگان
the community eulogizes its heroes every year.
جامعه هر سال به قهرمانان خود ادای احترام میکند.
she eulogizes her late grandmother in her speech.
او در سخنرانی خود به یاد مادربزرگ مرحومش ادای احترام میکند.
the author eulogizes the beauty of nature in her book.
نویسنده در کتاب خود به زیبایی طبیعت ادای احترام میکند.
the film eulogizes the spirit of teamwork.
فیلم به روح کار گروهی ادای احترام میکند.
many people eulogize the contributions of scientists.
بسیاری از مردم به دستاوردهای دانشمندان ادای احترام میکنند.
during the ceremony, he eulogizes the fallen soldiers.
در طول مراسم، او به سربازان جان باخته ادای احترام میکند.
the poem eulogizes love and friendship.
شعر به عشق و دوستی ادای احترام میکند.
she often eulogizes her mentor's guidance.
او اغلب به راهنمایی مربی خود ادای احترام میکند.
the article eulogizes the achievements of the organization.
مقاله به دستاوردهای سازمان ادای احترام میکند.
he eulogizes the importance of education in society.
او به اهمیت آموزش در جامعه ادای احترام میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید