eulogizes

[ایالات متحده]/ˈjuːləˌdʒaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈjuːləˌdʒaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت در سخن یا نوشتار ستایش کردن؛ در مورد چیزی صحبت یا نوشتن به منظور تمجید از آن

عبارات و ترکیب‌ها

eulogizes the deceased

تعریف و تمجید از درگذشته

eulogizes their achievements

تعریف و تمجید از دستاوردها

eulogizes the hero

تعریف و تمجید از قهرمان

eulogizes a leader

تعریف و تمجید از یک رهبر

eulogizes great minds

تعریف و تمجید از ذهن‌های بزرگ

eulogizes lost friends

تعریف و تمجید از دوستان از دست رفته

eulogizes the past

تعریف و تمجید از گذشته

eulogizes their legacy

تعریف و تمجید از میراث آنها

eulogizes a mentor

تعریف و تمجید از یک مربی

eulogizes the fallen

تعریف و تمجید از درگذشتگان

جملات نمونه

the community eulogizes its heroes every year.

جامعه هر سال به قهرمانان خود ادای احترام می‌کند.

she eulogizes her late grandmother in her speech.

او در سخنرانی خود به یاد مادربزرگ مرحومش ادای احترام می‌کند.

the author eulogizes the beauty of nature in her book.

نویسنده در کتاب خود به زیبایی طبیعت ادای احترام می‌کند.

the film eulogizes the spirit of teamwork.

فیلم به روح کار گروهی ادای احترام می‌کند.

many people eulogize the contributions of scientists.

بسیاری از مردم به دستاوردهای دانشمندان ادای احترام می‌کنند.

during the ceremony, he eulogizes the fallen soldiers.

در طول مراسم، او به سربازان جان باخته ادای احترام می‌کند.

the poem eulogizes love and friendship.

شعر به عشق و دوستی ادای احترام می‌کند.

she often eulogizes her mentor's guidance.

او اغلب به راهنمایی مربی خود ادای احترام می‌کند.

the article eulogizes the achievements of the organization.

مقاله به دستاوردهای سازمان ادای احترام می‌کند.

he eulogizes the importance of education in society.

او به اهمیت آموزش در جامعه ادای احترام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید