praises loudly
تعریف با صدای بلند
offering praises
ارائه تعریف
received praises
دریافت تعریف
sincere praises
تعریفات صمیمانه
gives praises
تعریف میکند
heard praises
شنیدن تعریف
deserved praises
تعریف شایسته
sent praises
ارسال تعریف
warm praises
تعریف گرم
the manager frequently praises her team's hard work and dedication.
مدیر به طور مرتب از تلاش و تعهد تیمش قدردانی میکند.
he showered her with praises after the successful presentation.
او پس از ارائه موفقیتآمیز، او را با تحسینها در بر گرفت.
the restaurant received numerous praises for its excellent service.
رستوران به دلیل خدمات عالی خود تحسینهای فراوانی دریافت کرد.
she accepted the praises with a modest smile.
او تحسینها را با لبخندی متواضعانه پذیرفت.
the critic heaped praises on the young artist's debut exhibition.
منتقد تحسینهای فراوانی را بر نمایشگاه آغازین هنرمند جوان انباشته کرد.
the company sought positive praises in customer reviews.
شرکت به دنبال تحسینهای مثبت در نظرات مشتریان بود.
the teacher praises students for their progress, not just their grades.
معلم از پیشرفت دانشآموزان قدردانی میکند، نه فقط نمرات آنها.
the author eagerly awaits the praises of early readers.
نویسنده مشتاقانه منتظر تحسین خوانندگان اولیه است.
the film garnered widespread praises from critics and audiences alike.
فیلم تحسینهای گستردهای را از منتقدان و مخاطبان به دست آورد.
she deserves all the praises she receives for her outstanding achievements.
او شایسته تمام تحسینهایی است که برای دستاوردهای برجستهاش دریافت میکند.
the team celebrated the generous praises from their coach.
تیم از تحسینهای سخاوتمندانه مربی خود جشن گرفت.
praises loudly
تعریف با صدای بلند
offering praises
ارائه تعریف
received praises
دریافت تعریف
sincere praises
تعریفات صمیمانه
gives praises
تعریف میکند
heard praises
شنیدن تعریف
deserved praises
تعریف شایسته
sent praises
ارسال تعریف
warm praises
تعریف گرم
the manager frequently praises her team's hard work and dedication.
مدیر به طور مرتب از تلاش و تعهد تیمش قدردانی میکند.
he showered her with praises after the successful presentation.
او پس از ارائه موفقیتآمیز، او را با تحسینها در بر گرفت.
the restaurant received numerous praises for its excellent service.
رستوران به دلیل خدمات عالی خود تحسینهای فراوانی دریافت کرد.
she accepted the praises with a modest smile.
او تحسینها را با لبخندی متواضعانه پذیرفت.
the critic heaped praises on the young artist's debut exhibition.
منتقد تحسینهای فراوانی را بر نمایشگاه آغازین هنرمند جوان انباشته کرد.
the company sought positive praises in customer reviews.
شرکت به دنبال تحسینهای مثبت در نظرات مشتریان بود.
the teacher praises students for their progress, not just their grades.
معلم از پیشرفت دانشآموزان قدردانی میکند، نه فقط نمرات آنها.
the author eagerly awaits the praises of early readers.
نویسنده مشتاقانه منتظر تحسین خوانندگان اولیه است.
the film garnered widespread praises from critics and audiences alike.
فیلم تحسینهای گستردهای را از منتقدان و مخاطبان به دست آورد.
she deserves all the praises she receives for her outstanding achievements.
او شایسته تمام تحسینهایی است که برای دستاوردهای برجستهاش دریافت میکند.
the team celebrated the generous praises from their coach.
تیم از تحسینهای سخاوتمندانه مربی خود جشن گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید