evacuant

[ایالات متحده]/ɪˈvæk.ju.ənt/
[بریتانیا]/ɪˈvæk.ju.ənt/

ترجمه

adj. ترویج تخلیه
n. ملین

عبارات و ترکیب‌ها

evacuant fluid

حامل تخلیه

evacuant agent

عامل تخلیه

evacuant response

پاسخ تخلیه

evacuant properties

خواص تخلیه

evacuant solution

راه حل تخلیه

evacuant therapy

درمان تخلیه

evacuant mechanism

مکانیزم تخلیه

evacuant function

عملکرد تخلیه

evacuant method

روش تخلیه

evacuant effect

اثر تخلیه

جملات نمونه

the evacuant procedure was initiated during the fire drill.

روش تخلیه در طول تمرین آتش‌نشانی آغاز شد.

all staff were trained on how to assist in the evacuant process.

تمام کارکنان در مورد نحوه کمک به فرآیند تخلیه آموزش دیده بودند.

the evacuant plan was reviewed before the emergency.

طرح تخلیه قبل از وقوع حادثه بررسی شد.

emergency services prepared to assist with the evacuant efforts.

خدمات اورژانس برای کمک به تلاش‌های تخلیه آماده شدند.

during the earthquake, the evacuant routes were clearly marked.

در طول زلزله، مسیرهای تخلیه به وضوح مشخص شده بودند.

they established a safe zone for the evacuant group.

آنها یک منطقه امن برای گروه تخلیه ایجاد کردند.

the evacuant instructions were distributed to everyone in the building.

دستورالعمل‌های تخلیه بین همه افراد ساختمان توزیع شد.

she was responsible for coordinating the evacuant measures.

او مسئول هماهنگی اقدامات تخلیه بود.

the evacuant drill helped everyone stay calm during the crisis.

تمرین تخلیه به همه کمک کرد تا در طول بحران آرام بمانند.

they used loudspeakers to guide the evacuant crowd.

آنها از بلندگوها برای هدایت جمعیت تخلیه استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید