| جمع | eventuates |
| زمان گذشته | eventuated |
| قسمت سوم فعل | eventuated |
| صفت یا فعل حال استمراری | eventuating |
| شکل سوم شخص مفرد | eventuates |
circumstances that eventuate in crime.
شرایطی که به وقوع جرم منجر می شود.
The epidemic eventuated in the deaths of thousands.
شیوع بیماری به مرگ هزاران نفر منجر شد.
A rapid rise in price soon eventuated in mass unemployment.
افزایش سریع قیمتها به زودی منجر به بیکاری گسترده شد.
The negotiations may eventuate in a new trade agreement.
ممکن است مذاکرات به یک توافقنامه تجاری جدید منجر شود.
Let's see how things eventuate before making a decision.
قبل از تصمیمگیری، ببینیم اوضاع چگونه پیش میرود.
The project is still in progress, so we'll have to wait and see how it eventuates.
پروژه هنوز در حال انجام است، بنابراین باید منتظر بمانیم و ببینیم چگونه پیش میرود.
It's hard to predict how the situation will eventuate in the future.
پیشبینی اینکه وضعیت در آینده چگونه پیش خواهد رفت، دشوار است.
The team is working hard to ensure that the eventuates smoothly.
تیم سخت تلاش میکند تا اطمینان حاصل کند که به خوبی پیش میرود.
The changes in policy may eventuate in a shift in public opinion.
تغییرات در سیاستها ممکن است منجر به تغییر در نظر عمومی شود.
We are hopeful that the negotiations will eventuate in a mutually beneficial agreement.
امیدواریم مذاکرات به یک توافقنامه سودمند متقابل منجر شود.
The delays in the project eventuated in increased costs.
تاخیر در پروژه منجر به افزایش هزینهها شد.
It's important to plan ahead to ensure that things eventuate as desired.
برای اطمینان از اینکه اوضاع طبق خواسته پیش میرود، برنامهریزی از قبل مهم است.
circumstances that eventuate in crime.
شرایطی که به وقوع جرم منجر می شود.
The epidemic eventuated in the deaths of thousands.
شیوع بیماری به مرگ هزاران نفر منجر شد.
A rapid rise in price soon eventuated in mass unemployment.
افزایش سریع قیمتها به زودی منجر به بیکاری گسترده شد.
The negotiations may eventuate in a new trade agreement.
ممکن است مذاکرات به یک توافقنامه تجاری جدید منجر شود.
Let's see how things eventuate before making a decision.
قبل از تصمیمگیری، ببینیم اوضاع چگونه پیش میرود.
The project is still in progress, so we'll have to wait and see how it eventuates.
پروژه هنوز در حال انجام است، بنابراین باید منتظر بمانیم و ببینیم چگونه پیش میرود.
It's hard to predict how the situation will eventuate in the future.
پیشبینی اینکه وضعیت در آینده چگونه پیش خواهد رفت، دشوار است.
The team is working hard to ensure that the eventuates smoothly.
تیم سخت تلاش میکند تا اطمینان حاصل کند که به خوبی پیش میرود.
The changes in policy may eventuate in a shift in public opinion.
تغییرات در سیاستها ممکن است منجر به تغییر در نظر عمومی شود.
We are hopeful that the negotiations will eventuate in a mutually beneficial agreement.
امیدواریم مذاکرات به یک توافقنامه سودمند متقابل منجر شود.
The delays in the project eventuated in increased costs.
تاخیر در پروژه منجر به افزایش هزینهها شد.
It's important to plan ahead to ensure that things eventuate as desired.
برای اطمینان از اینکه اوضاع طبق خواسته پیش میرود، برنامهریزی از قبل مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید