occur

[ایالات متحده]/əˈkɜː(r)/
[بریتانیا]/əˈkɜːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. اتفاق افتادن; رخ دادن; کشف شدن که وجود دارد; به ذهن آمدن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریoccurring
زمان گذشتهoccurred
شکل سوم شخص مفردoccurs
قسمت سوم فعلoccurred

عبارات و ترکیب‌ها

occur as

رخ دادن به عنوان

occur for

رخ دادن برای

جملات نمونه

accidents can occur at any time

حوادث می‌توانند در هر زمان رخ دهند

conflicts may occur in the workplace

در محیط کار ممکن است اختلافات رخ دهد

errors often occur during data entry

اشتباهات اغلب در هنگام ورود داده رخ می‌دهند

changes in weather patterns occur frequently

تغییرات در الگوهای آب و هوا به طور مکرر رخ می دهد

misunderstandings can occur due to language barriers

سوء تفاهم به دلیل موانع زبانی ممکن است رخ دهد

problems may occur during the software installation process

مشکلات ممکن است در طول فرآیند نصب نرم افزار رخ دهد

natural disasters occur unexpectedly

بلایای طبیعی به طور غیرمنتظره رخ می دهد

confusion can occur when instructions are unclear

سردرگمی ممکن است زمانی رخ دهد که دستورالعمل ها مبهم باشند

disagreements often occur in relationships

اختلافات اغلب در روابط رخ می دهد

delays can occur in transportation due to traffic congestion

تأخیرها می توانند به دلیل ترافیک سنگین در حمل و نقل رخ دهند

نمونه‌های واقعی

The irony is just occurring to me.

من الان متوجه تناقض شدم.

منبع: Modern Family - Season 02

Here is where the vital exchange occurs.

اینجاست که تبادل حیاتی رخ می‌دهد.

منبع: TED-Ed (audio version)

That is when the greatest progress occurs.

در آن زمان بیشترین پیشرفت رخ می‌دهد.

منبع: CET-4 Morning Reading English

Most influenza deaths occur in developing countries and very few vaccinations occur there.

بیشتر مرگ و میر ناشی از آنفولانزا در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد و واکسیناسیون بسیار کمی در آنجا انجام می شود.

منبع: VOA Video Highlights

A rescue team was on a training mission nearby when that accident occurred.

تیم نجات در حال انجام یک مأموریت آموزشی در نزدیکی بود که آن حادثه رخ داد.

منبع: AP Listening March 2015 Collection

The terrible car accident occurred last Friday.

تصادف وحشتناک خودروها جمعه گذشته رخ داد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

There's so much material that a traffic jam occurs.

مواد زیادی وجود دارد که باعث ایجاد ترافیک می شود.

منبع: The Final Frontier of the Hubble Space Telescope

More breaches may have occurred since then.

احتمالاً از آن زمان به بعد نقض های بیشتری رخ داده است.

منبع: Wall Street Journal

Two months later, something, something incredible occurs.

دو ماه بعد، اتفاقی می افتد، اتفاقی باورنکردنی.

منبع: Past exam papers for the English Major Level 4 Listening Test.

I need those changes as they occur.

من به آن تغییرات نیاز دارم همانطور که رخ می دهند.

منبع: Go blank axis version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید