evictor

[ایالات متحده]/ɪˈvɪktə/
[بریتانیا]/ɪˈvɪktər/

ترجمه

n. کسی که کسی را از یک ملک اخراج یا حذف می‌کند؛ کسی که کسی را اخراج یا مصادره می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

evictor of tenants

خارج کننده مستاجران

evictor in court

خارج کننده در دادگاه

evictor's notice

اطلاع‌رسانی خاارج کننده

evictor's rights

حقوق خاارج کننده

evictor's claim

ادعای خاارج کننده

evictor's power

قدرت خاارج کننده

evictor in action

خاارج کننده در عمل

evictor's appeal

کدخدای خاارج کننده

evictor's decision

تصمیم خاارج کننده

evictor's order

دستور خاارج کننده

جملات نمونه

the evictor arrived to remove the tenants from the property.

اجا به محل رسید تا مستاجران را از ملک خارج کند.

as an evictor, he had to follow strict legal procedures.

همانطور که اجا، او باید از رویه های قانونی سخت پیروی می کرد.

the evictor handed the notice to the residents.

اجا اخطار را به ساکنان داد.

many people fear the evictor's knock on the door.

بسیاری از مردم از زنگ در اجا می ترسند.

the evictor explained the reasons for the eviction.

اجا دلایل تخلیه را توضیح داد.

he worked as an evictor for several years before changing careers.

او قبل از تغییر شغل، چندین سال به عنوان اجا کار کرد.

the evictor was met with resistance from the tenants.

اجا با مقاومت مستاجران روبرو شد.

after the court ruling, the evictor set a date for the eviction.

پس از حکم دادگاه، اجا تاریخی برای تخلیه تعیین کرد.

the evictor must be licensed to perform their duties.

اجا باید مجوز انجام وظایف خود را داشته باشد.

residents were upset when they saw the evictor at the complex.

ساکنان از دیدن اجا در مجتمع ناراحت بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید