eviscerated

[ایالات متحده]/ɪˈvɪs.ə.reɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ɪˈvɪs.ə.reɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اعضای داخلی را برداشتند از

عبارات و ترکیب‌ها

eviscerated body

بدن تخلیه شده

eviscerated animal

حیوان تخلیه شده

eviscerated fish

ماهی تخلیه شده

eviscerated carcass

جسد تخلیه شده

eviscerated remains

آثار تخلیه شده

eviscerated creature

موجود تخلیه شده

eviscerated specimen

نمونه تخلیه شده

eviscerated organ

اندام تخلیه شده

eviscerated prey

طعمه تخلیه شده

eviscerated tissue

بافت تخلیه شده

جملات نمونه

he felt eviscerated after losing the match.

او پس از باخت مسابقه احساس تخلیه کرد.

the critics eviscerated the film for its poor script.

منتقدان فیلم را به دلیل فیلمنامه ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.

her confidence was eviscerated by the harsh feedback.

اعتماد به نفس او به دلیل بازخورد تند، از بین رفت.

the storm eviscerated the coastal town.

طوفان شهر ساحلی را ویران کرد.

he felt eviscerated after the breakup.

او پس از جدایی احساس تخلیه کرد.

the report eviscerated the company's financial practices.

گزارش، روش‌های مالی شرکت را به شدت مورد انتقاد قرار داد.

the scandal eviscerated his reputation.

رسوایی، شهرت او را نابود کرد.

she eviscerated the argument with her counterpoints.

او با ارائه استدلال‌های متقابل، استدلال را به طور کامل از بین برد.

the surgery eviscerated the tumor.

جراحی تومور را از بین برد.

his remarks eviscerated the team's morale.

اظهارات او روحیه تیم را از بین برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید