criticized harshly
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
criticized publicly
به طور علنی مورد انتقاد قرار گرفت
criticized unfairly
به طور ناعادلانه مورد انتقاد قرار گرفت
criticized openly
به طور آشکارا مورد انتقاد قرار گرفت
criticized severely
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
criticized constantly
به طور مداوم مورد انتقاد قرار گرفت
criticized frequently
به طور مکرر مورد انتقاد قرار گرفت
criticized widely
به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت
criticized strongly
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
the teacher criticized the student's homework for being incomplete.
معلم تکالیف دانشآموز را به دلیل ناقص بودن مورد انتقاد قرار داد.
many critics have criticized the film for its weak plot.
بسیاری از منتقدان فیلم را به دلیل طرح ضعیف آن مورد انتقاد قرار داده اند.
she felt hurt when her friends criticized her outfit.
وقتی دوستانش لباس او را مورد انتقاد قرار دادند، او احساس ناراحتی کرد.
the manager criticized the team's performance during the meeting.
مدیر عملکرد تیم را در طول جلسه مورد انتقاد قرار داد.
he was criticized for his lack of experience in the role.
او به دلیل نداشتن تجربه کافی در آن نقش مورد انتقاد قرار گرفت.
the article criticized the government's decision on climate change.
مقاله تصمیم دولت در مورد تغییرات آب و هوایی را مورد انتقاد قرار داد.
she criticized the restaurant for its poor service.
او رستوران را به دلیل خدمات ضعیف آن مورد انتقاد قرار داد.
the author criticized the book for its unrealistic characters.
نویسنده کتاب را به دلیل شخصیت های غیر واقعی آن مورد انتقاد قرار داد.
he often criticized himself for not working harder.
او اغلب خود را به دلیل تلاش نکردن بیشتر مورد انتقاد قرار می داد.
the professor criticized the research methods used in the study.
پروفسور روش های تحقیق مورد استفاده در مطالعه را مورد انتقاد قرار داد.
criticized harshly
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
criticized publicly
به طور علنی مورد انتقاد قرار گرفت
criticized unfairly
به طور ناعادلانه مورد انتقاد قرار گرفت
criticized openly
به طور آشکارا مورد انتقاد قرار گرفت
criticized severely
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
criticized constantly
به طور مداوم مورد انتقاد قرار گرفت
criticized frequently
به طور مکرر مورد انتقاد قرار گرفت
criticized widely
به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت
criticized strongly
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
the teacher criticized the student's homework for being incomplete.
معلم تکالیف دانشآموز را به دلیل ناقص بودن مورد انتقاد قرار داد.
many critics have criticized the film for its weak plot.
بسیاری از منتقدان فیلم را به دلیل طرح ضعیف آن مورد انتقاد قرار داده اند.
she felt hurt when her friends criticized her outfit.
وقتی دوستانش لباس او را مورد انتقاد قرار دادند، او احساس ناراحتی کرد.
the manager criticized the team's performance during the meeting.
مدیر عملکرد تیم را در طول جلسه مورد انتقاد قرار داد.
he was criticized for his lack of experience in the role.
او به دلیل نداشتن تجربه کافی در آن نقش مورد انتقاد قرار گرفت.
the article criticized the government's decision on climate change.
مقاله تصمیم دولت در مورد تغییرات آب و هوایی را مورد انتقاد قرار داد.
she criticized the restaurant for its poor service.
او رستوران را به دلیل خدمات ضعیف آن مورد انتقاد قرار داد.
the author criticized the book for its unrealistic characters.
نویسنده کتاب را به دلیل شخصیت های غیر واقعی آن مورد انتقاد قرار داد.
he often criticized himself for not working harder.
او اغلب خود را به دلیل تلاش نکردن بیشتر مورد انتقاد قرار می داد.
the professor criticized the research methods used in the study.
پروفسور روش های تحقیق مورد استفاده در مطالعه را مورد انتقاد قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید