excited

[ایالات متحده]/ɪk'saɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪk'saɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساس مشتاق و پرشور، خوشحال و شاداب
Word Forms
قسمت سوم فعلexcited
زمان گذشتهexcited

جملات نمونه

Gould was excited by these discoveries.

گولد از این کشف‌ها هیجان‌زده بود.

they were excited about the prospect.

آنها نسبت به این احتمال هیجان‌زده بودند.

The news excited everybody.

این خبر همه را هیجان‌زده کرد.

It especially excited their inquisitiveness.

این به طور ویژه کنجکاوی آنها را هیجان زده کرد.

This announcement greatly excited us.

این اعلامیه ما را بسیار هیجان زده کرد.

They were excited with joy at the success.

آنها از موفقیت با شادی هیجان‌زده بودند.

I'm excited by what lies ahead.

من از آنچه در پیش است هیجان‌زده‌ام.

He was inly excited about her.

او فقط به خاطر او هیجان‌زده بود.

He is apt to get excited over trifles.

او مستعد هیجان‌زده شدن به خاطر مسائل جزئی است.

Everybody was excited by the news of victory.

همه از خبر پیروزی هیجان‌زده بودند.

Her new dress excited envy.

لباس جدیدش حسادت را برانگیخت.

The audience is/are always very excited by a wonderful goal.

تماشاگران همیشه از یک گل فوق العاده هیجان‌زده هستند.

The King's cruelty excited a rising of the people.

ظلم پادشاه باعث شورشی مردم شد.

The excited children were opening their presents.

کودکان هیجان‌زده در حال باز کردن هدایایشان بودند.

He doesn't seem excited;

به نظر نمی‌رسد که او هیجان‌زده باشد؛

The professor's lecture excited our interest.

سخنرانی استاد علاقه ما را برانگیخت.

The handsome young man excited affection in a girl.

آن جوان خوش تیپ باعث ایجاد محبت در یک دختر شد.

The excited boy gasped the news.

پسر هیجان‌زده با تعجب خبر را گفت.

نمونه‌های واقعی

Harry had never heard Lucius Malfoy so excited.

هری تا به حال ندیده بود که لوکیوس مالفوی آنقدر هیجان‌زده باشد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

I was just incredibly excited to see it.

من فقط فوق العاده هیجان‌زده بودم که آن را ببینم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

And I'm I'm humbled and excited.

و من متواضع و هیجان‌زده هستم.

منبع: Listening Digest

Paleontologists are excited by the almost-complete skeleton.

فسیل‌شناسان از اسکلت تقریباً کامل هیجان‌زده هستند.

منبع: VOA Standard Speed Collection October 2016

We're bundled up but the energy got me excited.

ما لباس گرم پوشیدیم اما انرژی باعث شد من هیجان‌زده شوم.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

She seemed very confused and excited, so I left her to sleep.

او به نظر خیلی گیج و هیجان‌زده می‌رسید، بنابراین او را برای خوابیدن تنها گذاشتم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

People get excited about some animals more than they get excited about others.

بعضی از حیوانات باعث می‌شوند مردم بیشتر از بقیه حیوانات هیجان‌زده شوند.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

Many Twitter users seemed extremely excited to book a one-way flight to Wakanda.

بسیاری از کاربران توییتر به شدت هیجان‌زده بودند که یک بلیط رفت و برگشت به واکاندا رزرو کنند.

منبع: VOA Special February 2018 Collection

I think I gota little too excited about the idea of seeing you.

فکر می‌کنم کمی بیش از حد هیجان‌زده ایده دیدن شما شدم.

منبع: Our Day Season 2

I think it's wonderful but you seem less excited by it than I.

فکر می‌کنم فوق العاده است اما شما به اندازه من از آن هیجان‌زده نیستید.

منبع: Listening to Music (Audio Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید